دفتر دوّم
قوله :
مدّتى اين مثنوى تأخير شد * مهلتى بايست تا خون شير شد
اشاره مىفرمايند به آنكه هر چيزى را در ارتقا به درجهء كمال ، از تدريج و امهال چاره نباشد .
قوله :
چون ز دريا سوى ساحل بازگشت * [ چنگ شعر مثنوى با ساز گشت ]
يعنى ، از درياى استغراق به ساحل آفاق بازآمده . گويا شيخ حسام الدّين را به عالم روحانى ذهابى دست داده و در وقت اياب به افاقه آمده ، طلب اتمام مثنوى كرده .
قوله :
[ مثنوى كه صيقل ارواح بود ] * بازگشتش روز استفتاح بود
پانزده رجب ، روز استفتاح است .
قوله :
[ ساعد شه مسكن اين باز باد ] * تا ابد بر خلق اين در باز باد
يعنى ، در استفادهء اين مثنوى .
قوله :
آفت اين در هوا و شهوتست * [ ورنه آنجا شربت اندر شربتست ]
مىفرمايند كه ، در حقايق و معانى كه مندرج است در مثنوى هميشه باز است ؛ امّا معانى موحّدانه را از سر هوا و شهوت ملحدانه درى نبايد كرد .
قوله :
[ چشمبند آن جهان حلق و دهان ] * اين دهان بربند تا بينى عيان
اوّل تحذير فرمود از هوا و شهوت ، حالا تحريض مىفرمايد بر امساك طعام و شراب ؛ زيرا كه شيطان از عابد شكمسير آنقدر نترسد كه از فاسق گرسنه .