تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
يعنى ، جهد خلافت حضرت اسد اللّه الغالب [ ع ] مثل جهد مكّه است كه رسول خدا - صلعم - فرمود . قوله :
[ آنكه او از مخزن هفت آسمان ] * چشم « 1 » دل بربست روز امتحان
مفسّران آيهء :
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
« 2 » را چنين تفسير كرده‌اند كه عوالم غيب را بىشوايب ، با هشت بهشت و حور و غلمان ، و طباق سماوات را با عقول و نفوس بر خواجهء عالم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - عرض كردند . آن حضرت از همه اعراض كرد تا در صفت او اين آيه نازل شد . و معنى آيه آن است كه اصلا به ما سوى نپرداخت و از سر طغيان ، چشم به ديدار غير نپرداخته . و اين بيت به ابيات آينده متضمّن است مر اين تفسير را . قوله :
[ آن‌چنان پر گشته از اجلال حقّ ] * كاندرو « 3 » هم ره نيابد آل حقّ
اينجا آل ، به معنى اهل است و اگر به اعتبار : « الخلق عيال اللّه » « 4 » بر سبيل مجاز اراده معنى اولى كرده شود هم مىتواند بود . قوله :
لا يسع فينا نبى مرسل * [ وَ الملك وَ الرّوح أيضا فَاعقلوا ]
اهل بصيرت اين وقت [ را ] بر سبيل دوام و استمرار ، مخصوص ذات محمّدى - ص - دانند و انفصال اين حال را انكار كنند ؛ زيرا كه مرتبهء نبوّت مقتضى بقاى وقت است ، پس تنوين وقت از براى تعظيم باشد . امّا جماعتى كه اين حديث را سند سازند براى آنكه ، ترقّى و نزول در حال انبيا مىباشد [ و ] تصرّف آنها ناشى از قصور ادراك است . قوله :
گفت « ما زاغيم » همچون زاغ نى « 5 » * [ مست صبّاغيم مست باغ نى ]
يعنى ، « ما زاغ البصر » « 6 » نعت ماست ؛ زاغ جيفهء دنيا نه‌ايم .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : + و . ( 2 ) النّجم ( 53 ) آيهء 17 : « چشم خطا نكرد و از حد درنگذشت . » ( 3 ) در نسخهء ق : كه . ( 4 ) نك : احاديث مثنوى ، صص 10 ، 22 و 72 . « خلق عيال خداوندند . » ( 5 ) در نسخهء ق : نه . ( 6 ) در سطور بالا از آن ياد شد .