اشارت [ است ] به آيهء :
« لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ . »
« 1 » و معنى اين بيت به دو وجه توان كرد :
اول آنكه ) مرا و متّبعان مرا با مرگ عشقبازى است . لهذا حقّ تعالى فرمود كه از خود در جميع اسباب آن نكوشيم و كار را به خدا واگذاريم ؛ پس قصد موت ، تهلكة باشد .
دوم آنكه ) ما را مرگ ، بقاى جاودان بخشد . از اين جهت دوستداران مرگ را حقّ تعالى از تهلكهء زندگانى اين جهان فانى نهى فرمود كه دانهء حيات چند روز در مذاق بيگانگان به شرب شيرين است ، دست به سوى آن نيندازيم . پس بر تقدير اوّل ، قصد مرگ تهلكه باشد و بر تقدير ثانى ، قصد زندگانى ؛ امّا ابيات آينده مؤيّد معنى اوّل است .
قوله :
[ دانهء مردن مرا شيرين شدست ] * « بَل هم أحياء » براى من بُدست « 2 »
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا »
« 3 » كه ذكر آن بالا گذشت .
قوله :
اقتلوني يا ثقاتى لائما * [ إنّ فى قتلى حياتى دائما ]
قول حسين « 4 » [ بود ] كه مولوى تضمين فرمودهاند .
قوله :
فُرقتى لَو لَم تكن فى ذَا السّكون * لم يقل « إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
يعنى ، اگر حيات ظاهرى موجب مفارقت وطن اصلى نبودى و سكون اين جهان بوقلمون در تفرقه نيفزودى ، حكم :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
« 5 » مستقيم ننمودى ؛ چنانچه علت عدم استقامت حكم را خود در بيت آينده فرمودهاند .
بيان آنكه فتح طلبيدن پيغمبر - عليه السّلام - . . . الخ .
قوله :
جهد پيغمبر « 6 » به فتح مكّه هم * كى بوَد در حبّ دنيا متّهم
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 195 : « خويشتن را به دست خويش به هلاكت ميندازيد . »
( 2 ) در نسخهء ق : پى من آمده است .
( 3 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 8 [ ترجمهء آن ، پيش از اين آمده است ] .
( 4 ) مقصود ، حسين بن منصور حلّاج است .
( 5 ) البقرة ( 2 ) آيهء 156 : « ما از آن خدا هستيم و به او بازمىگرديم . »
( 6 ) در نسخهء ق : پيغامبر .