تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
قوله :
[ رخت ما هم رخت ما را راه زن ] * جسم ما مر جان ما را [ ژنده ] كن
يعنى ، از ممرّ نقصان جسم ، جان ما از كمال انسانى عارى مىشود . قوله :
دست ما چون پاى ما را مىخورد * [ بىامانِ تو كسى جان چون برد ]
يعنى ، دست تصرّف ما در عالم صورت از سر عالم معنى ، پاى سعى و اجتهاد ما را بازمىدارد . قوله :
ور تو ماه و مهر را گويى جفا * [ ور تو قدّ سرو را گويى دوتا ]
جفا ، بد گفتن باشد . قوله :
كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * [ . . . ]
قول لبيد است و رسول خدا [ ص ] تحسين اين قول فرمود « 1 » . قوله :
[ . . . ] * انّ فضل اللّه غيم هاطل
الهطل ، پىدرپى باريدن .

بازگشتن به حكايت على - كرّم اللّه وجهه - . . . الخ .

قوله :
[ زانكه مرگم همچو من خوش آمدست ] * مرگ من در بعث چنگ اندر زدست
يعنى ، مرگ من اگرچه به صورت مرگ است ، امّا در معنى حيات است . لانّ « الموت جسر يوصل الحبيب الى الحبيب « 2 » . » قوله :
[ چون مرا سوى اجل عشق و هواست ] * نهى « لا تلقوا بأيدكم » مراست
هامش
( 1 ) مقصود اين فرمايش رسول خدا - ص - است كه : « اصدق اقوال قالتها العرب قول لبيد . » راست‌ترين سخنى كه قوم عرب گفته است [ اين ] سخن لبيد است : [ الا كل شىء ما خلا اللّه باطل / و كلّ نعيم لا محالة زائل ] . ( 2 ) نك : تذكرة الأوليا ، ص 364 . « مرگ پلى است كه دوست را به دوست مىرساند . »