و در بعضى نسخ به جاى اين مصرع ، مصرع ديگر است و آن اين است : بين جوادىّ خردافروز را ؛ يعنى ، عطاى حقّ را كه خردافروزى كار اوست ، تماشا كن .
قوله :
باز شب منسوخ شد از نور روز * تا جمادى سوخت زان آتشفروز
يعنى ، وقتى كه شب يار روز شد ، وصف جمادى انسان يا خورشيد كه به سبب خواب به انقطاع شعاع عارض گشته بود ، از تابش خورشيد آتش افروز از او زائل شد .
قوله :
گرچه ظلمت آمد آن « نوم « 1 » سبات » * [ نه درونِ ظلمتست آب حيات ]
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً . »
« 2 » [ سبات ] أى ، آسايش .
قوله :
[ نه در آن ظلمت خردها تازه شد ] * سكتهاى سرمايهء آوازه شد
سكته ، كنايه از خواب است و چون به سبب خواب خرد تازه شود ، از خردمندان آثار غريبه به وجود آيد كه آوازهء آن در شرق و غرب عالم اشتهار پذيرد . پس سرمايهء آوازه ، خواب باشد كه سكته مانند است . و حاصل اين ابيات آن است كه ، شب به اعتبار آسايش در مقابلهء تعب آيتى است به از روز . و روز از اين حيثيت كه جماديت را مىسوزد آيتى است به از شب .
و همچنين سر چندين [ ؟ ] مستلزم فايدهاى است كه نظر به ضدّ او آن فايده را احساس توان كرد . پس اضداد همگى آينه خوبىنماى يكديگر باشند و افعال الهى همه بر وفق ثواب باشد و اعتراض بر آن نشايد .
قوله :
[ چون بريده گشت حلق رزق خوار ] * « يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ » شد خوشگوار « 3 »
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ . فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ . »
« 4 »
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : + و .
( 2 ) النّبأ ( 78 ) آيهء 9 : « و خوابتان را آسايشتان گردانيديم . »
( 3 ) در نسخهء ق : - خوش .
( 4 ) آل عمران ( 3 ) آيات 169 - 170 : « كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند مرده مپندار ، بلكه زندهاند و نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند . از فضيلتى كه خدا نصيبشان كرده است شادمانند . »