قال اللّه تعالى :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ . »
« 1 » اهل ايمان هرچه دوست دارند ، از براى خدا دوست دارند و هرچه دشمن دارند هم براى خدا باشد . كما ورد فى الحديث : « من أحبّ للّه و أبغض للّه و أعطى للّه و أمسك للّه فقد استكمل ايمانه « 2 » » .
قوله :
[ و آنچه للّه مىكنم تقليد نيست ] * نيست تخييل [ و ] گمان ، جز ديد نيست
حقّ تعالى در وصف حضرت مرتضى - ع - و فاطمهء زهرا - ع - و حضرت حسن - ع - و حسين - ع - و خادم ايشان فرمود :
« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً »
. « 3 » يعنى ، اطعام مساكين بر محبّت الهى كشند و از غلبهء محبّت هلاك خويش در گرسنگى فراموش نمايند و اين كار از تقليد نخيزد و تخييل و گمان را در آن مدخلى نباشد .
قوله :
[ بندهء شهوت بتر نزديك حقّ ] * از غلام [ و ] بندگان مسترق
[ مسترق ] مشتق است از رق به معنى اسير كرده شده .
قوله :
اين جگرها خون نشد از فضحتى « 4 » است * [ غفلت و مشغولى و بدبختى است ]
يعنى ، جگرهاى ارباب غفلت كه حقّ تعالى در تفضيح ايشان فرموده :
« ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً . »
« 5 »
قوله :
گشت « أرسلناك شاهد در نُذُر » * [ زانكه بود او كوْن از حرّ بن حُر ]
يعنى ، ازآنرو كه شرط شهادت حرّيت است و سرور عالم - ص - در عالم آزاده بود ، از دواعى طبيعت بشرى حقّ تعالى شاهد خواند ؛ جايى كه گفت :
« إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً . »
« 6 »
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 165 : « ولى آنان كه ايمان آوردهاند خدا را بيشتر دوست دارند » .
( 2 ) « كسى كه براى خدا دوست مىدارد و براى خدا خشم مىورزد و براى خدا دهش مىكند و براى خدا امساك مىورزد ، به تحقيق ايمان وى به كمال رسيده است . »
( 3 ) الإنسان ( 76 ) آيهء 8 : « و طعام را در حالى كه خود دوستش دارند به مسكين و يتيم و اسير مىخورانند . »
( 4 ) در نسخهء ق : نه از سختى است ؛ در ضمن قافيهء مصرع اوّل با دوّم در متن يكسان نيست .
( 5 ) البقرة ( 2 ) آيهء 74 : « پس از آن دلهاى شما چون سنگ ، سخت گرديد ، حتّى سختتر از سنگ . »
( 6 ) الأحزاب ( 33 ) آيهء 45 ؛ الفتح ( 48 ) آيهء 8 : « . . . ما تو را فرستاديم تا شاهد و مژدهدهنده و بيمدهنده باشى . »