تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
قال اللّه تعالى :
« [ ذلِكَ ] وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ . »
« 1 » حاصل معنى آنكه ، از آسيب آتش اندرونى پاكان را چه زيان كه تقوى ، گلگونه و آرايش رخسار آنهاست . قوله :
[ در من ار ناريست هست آن همچو نور ] * نار صحّت در تن افزايد سرور « 2 »
از اين نار ، رمان خواسته ؛ يعنى آتش محبّت خاصيت انار دارد .

آتش افتادن در شهر مدينه در ايّام عمر - رضى اللّه عنه .

چون بالا گذشت كه پاكان را آتش زيان ندارد و اشقيا را زيان مىرساند ؛ زيرا كه ازكيا اصحاب صحّتند و اشقيا ارباب علّت ، برطبق اين حكايت به نظم آورده . قوله :
[ درفتاد اندر بنا و خانه‌ها ] * تا زد اندر پرّ مرغ و لانه‌ها
لانه‌ها أى ، آشيانه‌ها . قوله :
آتش از استيزه افزودى لهب * [ مىرسيد او را مدد از صنع ربّ « 3 » ]
[ لهب ] أى ، زبانه . قوله :
[ هركسى بر قوم خود ايثار كرد ] * كاغه پندارد كه او خود كار كرد
كاغه ، گول و لاده .

خدو انداختن خصم در روى امير المؤمنين على - رضى اللّه عنه - . . . الخ .

قوله :
آنچه ديدى كه مرا زان عكس ديد * در دل و جان شعله‌اى آمد پديد
يعنى ، پرتو بينايى تو بر من زد و جان و دل مرا روشن ساخت ؛ چنانچه پرتو باطن
هامش
( 1 ) الحج ( 22 ) آيهء 32 : « آرى ، كسانى كه شعاير خدا را بزرگ مىشمارند كارشان نشان پرهيزگارى دلهايشان باشد . » ( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اوّل آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 3 ) اين بيت در نسخهء ق ، بدين صورت آمده :آتش از استيزه افزون مىشدى * مىرسيد او را مدد از بىحدى