از روز ، نور الهى خواسته ؛ و اگر روز حساب خواسته شود هم مناسب است . و از عقل ظلمتسوز ، عقلى كه با عشق يار است مراد داشته ؛ و اگر مرشد كامل اراده كرده شود هم مستحسن مىنمايد .
قوله :
در شب تاريك « 1 » بس نيكى بوَد * آب حيوان جفت تاريكى بوَد
تحريض است به احياى شب و حقّ تعالى در حقّ مؤمنان كه از شب تا به سحر بيدار باشند مىفرمايد :
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ . »
« 2 » يعنى ، هيچ نفس نداند آنچه پنهان كرده شده از براى بيداران از نوالى كه از ديد آن چشم روشن شود . و شيخ حسن بصرى در معنى اين آيه مىفرمايد كه : « جماعت شبزندهدار عملى پوشيده از چشم اغيار به تقديم رسانند . لهذا اجزاى ايشان از جنس بشد كه مخفى است از انظار .
آنها عمل خود را از چشم غير پوشيدند ، حقّتعالى اجزاى ايشان را از ديدهء غير پوشيده . »
قوله :
خواب مرده لقمه مرده بار شد * خواجه خفت و دزد شب بر كار شد
يعنى ، در خواب گران و غفلت بىكران خواجه حكم ميّت پيدا كرد . و لقمهء مرده ، يعنى لقمهء حرام كه دل را بميراند به آن غفلت انضمام پذيرفت و دزد شب كه شيطان است ، بر او دست يافت ؛ زيرا كه شيطان نارى است [ و ] خصم آدم خاكى است .
و سواى آن به سبب لقمهء حرام كه طبيعت عنصرى را به دو مىرساند ، آتش شهوت به حركت مىآرد و خرمن طاعت را پاك مىسوزد . و باقى ابيات ، مؤيّد اين مدّعاست .
قوله :
[ آب آتش را كُشد زيرا كه او ] * خصم فرزندان آبست و عدو
فرزندان آب ، افراد انسانى كه از آب نطفه مخلوق گشتهاند .
قوله :
[ چه كُشد اين نار را نور خدا ] * نور ابراهيم را ساز اوستا
يعنى ، آتش نمرود نفس را جز به اتباع ملّت ابراهيم [ ع ] نتوان كشت .
قوله :
[ كى سيه گردد ز آتش روى خوب ] * كو نهد گلگونه از « تَقْوَى الْقُلُوبِ »
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : بدرنگ .
( 2 ) السّجدة ( 32 ) آيهء 17 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .