تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
يعنى ، آب گرمى به خورد ما بده . قوله :
« يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ » كلّها * بانَ منكم كامن لا يشتهى
قال اللّه تعالى :
« يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ »
« 1 » روزى كه آشكارا كرده شوند پنهانيها ( يعنى ظاهر كنند خفيات ضماير را تا طيّب از خبيث متميّز گردد ) پس نيست مر انسان را هيچ توانايى ( تا از عذاب خود را بازدارد ) نه يارى ( كه مددكارى او بلا مرتفع و مندفع شود ) . و ترجمهء بيت آنكه ، در روزى كه آشكارا شود پنهانيها ، همه ظاهر خواهد شد آن اسرار كه ظهور ، مرغوب شما نباشد . قوله :
چون « سُقوا ماء حميما قُطّعت » * جملة الإستار ممّا أفضحت
قال - جلّ سبحانه :
« وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ »
« 2 » و چشانيده مىشوند آبى در غايت گرمى . پس پاره‌پاره مىكند آن روده‌هاى ايشان را . آيه دربارهء دوزخيان است . و ترجمهء بيت آنكه ، چون در روز قيامت آب گرم چشانيده شود ، جدا گردد خاص استار از آنچه رسوا كند ؛ يعنى نيك از بد امتياز پذيرد . چنانچه از ناف لقمان آب صاف برآمد و از بطن غلامان ميوه . قوله :
ور رهى خواهى ازين سجن خرِب * [ سر مكش از دوست « وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ » ]
خرب ( به فتح خا و كسر را ) ويران‌كننده .

بقيهء قصّهء زيد . . . الخ

قوله :
ناطقه چون فاضح آمد عيب را * [ مىدراند پرده‌هاى غيب را ]
مقولهء رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در منع زيد از افشاى راز [ بوَد ] . قوله :
حقّ همىخواهد كه نوميدان او * زين عبادت هم نگردانند رو
هامش
( 1 ) الطّارق ( 86 ) آيات 9 - 10 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 2 ) محمّد ( 47 ) آيهء 15 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .