معنى گويند .
قوله :
تا كسوف آيد ز من خورشيد را * [ تا نمايم نخل را و بيد را ]
يعنى ، در جنّت از تابش گوهر من ، خورشيد منكسف نمايد .
قوله :
[ وانمايم راز رستاخيز را ] * نقد را و نقد قلبآميز را
نقد اوّل ، به معنى خالص و غيره .
قوله :
دستها ببريده اصحاب شمال * [ . . . ]
يعنى ، بيان كنم قطع ايدى اصحاب شمال چه معنى دارد .
قوله :
[ . . . ] * وانمايم رنگ كفر و رنگ آل
يعنى ، واشكافته گويم كه رنگ كفر چرا سياه است و رنگ ايمان چرا سرخ است ؛ يا يكرنگ به معنى وصف باشد . يعنى وصف اهل كفر و تلف اهل ايمان كه رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آنها را آل خوانده و فرموده : « كلّ تقى فهو الىّ « 1 » » بيان كنم .
قوله :
واگشايم هفت سوراخ نفاق * [ . . . ]
[ هفت سوراخ ] كنايه از موبقات سبعه [ است ] كه خواجهء عالم - ص - از آن اجتناب فرموده . كما ورد فى حديث : « اجتنبوا السبع الموبقات الشرك ثانية و السحر و قتل النّفس الّتى حرم اللّه بالحق و أكل الرّبا و أكل ما اليتيم و التولى يوم الرخف و قذف المحصنات الغافلات « 2 » » . پرهيز كنيد از هفت چيز كه مهلكات است : شرك و سحر و قتل مؤمن بىموجب شرعى و اكل ربا و اكل يتيم و گريختن از اهل اسلام در روز مقابله و مقاتله و گواهى دروغ دادن بر زبان .
قوله :
[ . . . ] * در ضياى ماه بىخسف و محاق
آن ماه ، نور محمّدى است - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . يعنى ، به يمن نور بىزوال تو
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 186 [ با اندكى تفاوت ] . « هر پرهيزگارى نزد من است . »
( 2 ) نك : كشف الأسرار و عدّة الأبرار ، ج 4 ، ص 19 ؛ ج 5 ، ص 705 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .