تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
قوله :
گفت از اين ره كو ره آوردى بيار * در خور فهم [ و ] عقول اين ديار
چون خازن اسرار الهى ، حضرت رسالت پناهى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - استماع نمود كه حارث از مرتبهء بىرنگى بدين رنگ سخن مىسرايد ، از گفت و شنيد او را بازداشت . خطاب فرمود كه : در خور فهم اين عالم تكلّم نمايد . زيد تنبيه گرديده ، از آن مرتبه فرود آمد و از بهشت و دوزخ و از بهشتى و دوزخى سخن كرد . قوله :
اين زمان پيدا شده بر اين گروه * [ . . . ]
مقوله از اينجا تا سرخى ، مقولهء مولوى است . و مشار اليه اينكه ، در اين مصرع واقع است اصحاب كشفند كه زيد از آن جمله است . قوله :
[ . . . ] * « يوم تبيضّ و تسودّ وجوه »
يعنى ، قيامت را امروز مىبينند . اشارت [ است ] به آيهء :
« يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ . »
« 1 » قوله :
پيش ازين هرچند جان پرعيب بود * در رحم بود و ز خلقان غيب بود
يعنى ، پيش از يوم الجزا معايب جانها از نظر خلايق مستور بود . همچنان‌كه در رحم مادر صورت طفل معلوم خلق نيست كه صاحب جمال است يا كريه‌منظر ، در رحم دنيا معنى هر موجودى از نظرها پوشيده و پنهان است و شقى از متّقى متميّز نيست ؛ زيرا كه خاتمهء كار ناپديد است . كما ورّد فى الحديث : « السّعيد من سعد فى بطن امّه و الشّقى من شقى فى بطن امّه « 2 » . » امّا بعد ولادت ، از سمات طفل حال از سمات جسم حال صورت او متحقّق شود . همچنين بعد انتقال و خلاصى ارواح از ابدان ، معنى سعادت و شقاوت متبين گردد .
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 106 : « آن روز كه گروهى سپيدروى و گروهى سيه‌روى شوند به آنان كه سيه‌روى شده‌اند مىگويند : آيا شما پس از ايمان آوردنتان كافر شديد ؟ به سبب كافر شدنتان بچشيد عذاب خدا را . » ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 35 . « خوشبخت كسى است كه در شكم مادرش [ از روز ازل ] خوشبخت باشد ، و بدبخت كسى است كه [ از روز ازل ] در شكم مادرش بدبخت باشد . »