تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
قوله :
مىدهد رنگ « أحسن التّقويم » را * [ . . . ]
فاعل مىدهد ، عكس جان [ بود ] كه در مصرع اخير بيت بالاست . و اشارت است به آيهء :
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ . »
« 1 » به‌درستى كه ما آفريديم انسان را در نيكوتر نگاشتنى از حسن صورت ( و اعتدال مزاج . يا مخلوق ساختيم او را مظهر اتمّ و اكمل تا حامل امانت تواند بود ) پس بازگردانيديم او را به زيرترينِ همهء فروتران ( يعنى عالم طبيعت . و گويند معنى اين آيه آن است كه ) مگر آنان را كه بگرويدند و كردند عملهاى ستوده . پس مر ايشان راست مزد نابريده و كم‌ناشده . يعنى ، چنانچه در جوانى و صحت مزد عبادت ايشان مىنوشتند ، در پيرى و ضعف نيز به آنكه عمل نمىكنند ، مزد ايشان ثابت است . قوله :
[ . . . ] * تا به اسفل مىبرد اين نيم را
حاصل معنى آنكه ، عكس جان رومى و حبشى ، يعنى والدين مولد ، در يك سعادت و شقاوت مىدهد نطفهء انسانى را كه مخلوق است در أحسن التّقويم . يا آنكه نصفى از مردم يعنى اشقيا در مرتبهء اسفل كه عالم طبيعت باشد ، بازمىمانند و ادراك سعادت نمىكنند . قوله :
[ « يوم تبيضّ و تسودّ وجوه » ] * ترك و هندو شهره گردد زان گروه
يعنى ، در روز قيامت سعدا و اشقيا به حسب حسن و قبح عمل و اعتقاد ، از هم جدا گردند . قوله :
جمله را چون روز رستاخيز من * [ فاش مىبينم عيان از مرد و زن ]
رستخيز و رستاخيز ( به فتح را ) قيامت است . قوله :
[ يا رسول اللّه بگويم سرّ حشر ] * در جهان پيدا كنم امروز نشر
حشر ، جمع در عرصات . و نشر ، انبعاث از گور . امّا در عقايد ، حشر و نشر را به يك
هامش
( 1 ) التين ( 95 ) آيات 4 - 6 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .