تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
سوم ) ايمان وجدانى و كشفى است كه سالكان بعد توحيد اوّل و ثانى در لقمه احتياط بجا آرند ، ترك لذّات و شهوات نفسانى كرده ، روى از شهادت و آفاق بگردانند ، متوجه غيب و انفس شوند و به تصفيهء قلب و دوام خلوت و عزلت و مواظبت [ پردازند ] و صفت :
« بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا »
« 1 » ، نقد حال ايشان گردد و خطاب :
« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ »
« 2 » ، دررسد و جان ايشان را به ملكوت اعلى اندازد تا سرّ :
« فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
« 3 » ، مشاهده و معاينه كنند . پس آنچه زيد حارث بر سرور عالم - صلوات اللّه عليه - عرض كرد ، از اين ايمان خبر دارد ؛ زيرا كه حضرت ، حقيقت ايمان از او پرسيدند و حقيقت ايمان عبارت است از : كشف و شهود . چنانچه شيخ شهاب الدّين سهروردى گويد : « التّمسك بدين اللّه و القيام بأمره شريعة و الأخذ بالأحوط و العزيمة بسهر و ظماء و صرف النّفس عن المشتهيات طريقة و الانكشاف عن احوال الآخرة و وجدانه حقيقة « 4 » » . و غالبا قول شيخ - قدّس سرّه - مأخوذ است از [ اين ] حديث كه فرموده : « الشّريعة أقوالى و الطّريقة أفعالى و الحقيقة احوالى » « 5 » و از اين لازم كه شريعت و طريقت به منزلهء صغرى و كبرى باشد و حقيقت به مثابهء نتيجه . سالك را بايد كه با آداب شريعت مؤدّب و به افعال طريقت مهذّب گردد ، تا باب حقيقت بر وى مفتوح گردد . قوله :
گه از آن‌سو جملهء ملّت يكيست * صد هزاران سال و يك ساعت يكيست هست ازل را و ابد را اتّحاد * عقل را ره نيست زان « 6 » سو ز افتقاد
يعنى ، از قيود بشريت وارستم ، به عالم اطلاق پيوستم ؛ و عقل از اطلاق اين معنى ئ 2 عاجز است .
هامش
( 1 ) الإنسان ( 76 ) آيهء 28 : « به جاى آنها قومى همانندشان بياوريم . » ( 2 ) الإسراء ( 17 ) آيهء 81 : « [ بگو ] : حقّ آمد و باطل نابود شد . » ( 3 ) يس ( 36 ) آيهء 83 : « منزّه است آن خدايى كه ملكوت هر چيزى به دست اوست و همه به سوى او بازگردانده مىشويد . » ( 4 ) « تمسّك به دين خداوند و قيام به امر و فرمان وى ، شريعت ؛ و احوط اختيار كردن و قصد و آهنگ به شب‌خيزى و تشنگى [ - روزه ] و يله و رها كردن نفس از مشتهيات ، طريقت ؛ و كشف و شهود از احوال آخرت و وجدان آن ، حقيقت بود . » ( 5 ) نك : جامع الأسرار و منبع الأنوار ؛ شيخ سيد حيدر آملى ، چاپ دوم ، صص 346 و 359 . « شريعت سخنان من ، طريقت كردارهاى من و حقيقت حالات من است . » ( 6 ) در نسخهء ق : - ز .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 262 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى