تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
فلك البروج نامند . و خلا ، بعد مجرّد از مادّه . مصرع ثانى ) اشارت [ است ] به آيهء :
« إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ . فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . »
« 1 » قوله :
[ صد نشان دارند و محو مطلقند « 2 » ] * چه نشان بل عين ديدار حقند
زيرا كه بقاى اهل اللّه بقاى حقّ باشد كه فانى از خود و باقى به حقّند .

پرسيدن پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مر زيد را . . . الخ

قوله :
[ گفت پيغامبر صباحى زيد را ] * كَيف أصبحتَ اى رفيق باصفا
اكثر ابيات اين داستان ، مضمون اين حديث است . قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - لحارث : « كيف أصبحت يا حارثة ؟ قال : أصبحت أنا مؤمن حقّ . قال : لكلّ حقّ ، حقيقة . فما حقيقة ايمانك يا حارث ؟ فاجاب و قال : صرفت نفسى عن الدّنيا فاستوى عندى حجرها و مدرها و ذهبها و فضّتها و اظمأت نهارى و اسهرت ليلى . و كانى انظر الى عرش ربّى بارزا انظر الى اهل الجنّة يتزاورون فيها و اهل النّار يتعاوون . قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : اصبحت ، فالزم « 3 » » . بدان كه ايمان را مراتب است : مرتبهء اول ) ايمان تقليدى است كه دليل آن نقل است و آن عامهء مسلمين راست كه به وحدانيت حقّ قايلند و صفات ثبوتى و سلبى را اقرار آورده ؛ دوم ) ايمان استدلالى است كه علماى انواع علوم را با يكديگر تطبيق و توفيق داده ، مقدّمات نقلى را به براهين عقلى ثابت كنند ؛
هامش
( 1 ) القمر ( 54 ) آيات 54 - 55 : « پرهيزگاران در باغها و كنار جويبارانند . در جايگاهى پسنديده ، نزد فرمانروايى توانا . » ( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اوّل آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 3 ) نك : قصص و تمثيلات مثنوى ، ص 91 ؛ به نقل از احاديث مثنوى ؛ ص 34 . « پيامبر - ص - به حارث فرمود : اى حارث ، چگونه صبح كردى ؟ گفت : صبح كردم [ درحالىكه ] مؤمن حقّ هستم . [ پيامبر - ص - ] فرمود : براى هر حقّى ، حقيقتى است . اى حارث ، حقيقت ايمان تو چيست ؟ پس پاسخ داد و گفت : نفسم را از دنيا يله و رها كردم ؛ پس سنگ آن ، كلوخ آن ، زر آن و نقرهء آن نزدم برابر و يكى گشت . و روزم را به تشنگى [ - روزه ] مىگذراندم و شبم را به صبح مىرساندم [ - شب‌زنده‌دارى و تهجّد ] . آشكارا به عرش پروردگارم نگريستم . به بهشتيان نگاه كردم كه [ همديگر را ] در آن ديدار مىكردند ؛ و جهنميان را كه مجتمع گشته بودند . پيامبر - ص - فرمود : [ به تحقيق ] صبح كردى . »