اعجوبه ، نوباوه .
قوله :
آن قياس حال گردون بر زمين * راست نايد فرق دارد در كمين
يعنى ، قياس هاروت و ماروت قياس مع الفارق دارد .
در بيان آنكه حال خود و مستى خود . . .
قوله :
بشنو الفاظ حكيم پردهاى * [ سر همانجا نِهْ كه باده خوردهاى ]
پرده أى ، نغمه ؛ و مراد از آن حكيم سنايى است . و ربط اين داستان بما قبل ، بدين نمط است كه چنانچه زمين را بر آسمان قياس كردن روا نباشد ، سرمستى را به نامحرم در ميان آوردن جائز نباشد .
قوله :
گفت : دنيا لهو و لعبست « 1 » و شما * [ كودكيت و راست فرمايد خدا ]
قال - جلّ سبحانه :
« وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ . »
« 2 »
قوله :
[ از لعب بيرون نرفتى كودكى ] * بىزكات روح كى باشد زكى
زكات روح ، تكميل ديگران باشد .
قوله :
چون جماع طفل دان اين شهوتى * [ كه همىرانند اينجا اى فتى ]
شهوت ، ميل طبايع به امور مختلفهء قياسيه باشد كه مانند جماع اطفال - فى الحقيقة - جماع نيست و صورت جماع دارد .
قوله :
جنگ خلقان همچو جنگ كودكان * [ جمله بىمعنى و بىمغز و مُهان ]
اوّل شهوت اطفال را بيان نمود كه حقيقت است . الحال مىفرمايد كه ، عقبشان نيز اصلى ندارد ؛ يعنى خيالات اهل دنيا و اختلافات اينها هر دو فاسد است .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : لعب و لهوست .
( 2 ) العنكبوت ( 29 ) آيهء 64 : « زندگانى اين دنيا چيزى جز لهو و لعب نيست . »