عليه و آله و سلّم - بعد نزول آيهء :
« لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ »
« 1 » ، هر دو گوش مبارك سيد الأوصيا را به هر دو دست قدر قدرت خود گرفت و فرمود : « هذا اذن واعية . »
[ اوّل كسى كه در مقابلهء نصّ قياس آورد ] . . .
قوله :
گفت : نار از خاك بىشك بهترست * [ من ز نار و او ز خاك اكدرست ]
اشارت [ است ] به آيهء :
« خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
. « 2 »
قوله :
پس قياسِ فرع بر اصلش كنيم * او ز ظلمت ما ز نور روشنيم
مقولهء ابليس [ بوَد ] كه مىگويد ، آدم فرع است و اصل او از خاك و خاك چون تيره است ، قياس آن است كه مخلوق از او نيز تيره باشد . و نار روشن است ؛ پس مخلوق از او نيز روشن باشد .
قوله :
گفت : حقّ نى « 3 » بلكه « لا انساب » شد * زهد و تقوى فضل را محراب شد
مصرع اوّل ) مضمون اين آيه است :
« فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ »
. « 4 » و نيز مطابق است به مضمون حديث نبوى كه فرمود : « يا فاطمة ، لا تتكى علىّ انّك بنت رسول اللّه اعملى اعملى . » « 5 »
و مصرع ثانى ) مفهوم اين آيه [ است ] :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ . »
« 6 »
قوله :
پور آن بو جهل مؤمن شد « 7 » عيان * پور آن نوح نبى از گمرهان
پور بو جهل ، عكرمه - رضى اللّه عنه ؛ پور نوح ، كنعان كه حقّ تعالى دربارهء او فرموده :
هامش
( 1 ) الحاقّة ( 69 ) آيهء 12 : « تا آن را مايهء اندرزتان گردانيم و گوش نگهدارندهء اندرز آن را فرا گيرد . »
( 2 ) « ص » ( 38 ) آيهء 76 : « مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل . »
( 3 ) در نسخهء ق : نه .
( 4 ) المؤمنون ( 23 ) آيهء 101 : « چون در صور دميده شود ، هيچ خويشاونديى ميانشان نماند و هيچ از حال يكديگر نپرسند . »
( 5 ) نك : بحار الأنوار ؛ ج 22 ، ص 465 « اى فاطمه [ س ] كه دختر رسول خدايى ، به من تكيه نكن ؛ عمل كن ، عمل . »
( 6 ) الحجرات ( 49 ) آيهء 13 : « هرآينه گرامىترين شما نزد خدا ، پرهيزگارترين شماست » .
( 7 ) در نسخهء ق : شد مؤمن .