بلعم باعورا دعا كردن موسى - عليه السّلام - . . .
قوله :
بلعم باعور را خلق جهان * سُغبه شد مانند عيسى زمان
بلعم باعور ، از علماى بنى اسرائيل بود . به حكم هواى نفس بر موسى [ ع ] دعاى هلاك كرد و آن دعا بر او فرود آمد . سرمايهء هلاكت او همسرى با موسى [ ع ] بود و با كاملتر از خود مخاصمه كردن .
قوله :
اين دو را پرچم به سوى شهر برد * [ كشتگان قهر را نتوان شمرد ]
پرچم ، دم گاوان كوهى كه آن را به تركى قطاس خوانند .
قوله :
اين نشان خَسف و قَذف و صاعقه * شد بيان عزّ نفس ناطقه
مفهوم اين آيه است :
« فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ حاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا . »
« 1 » و چندين عذاب بر منكران به واسطهء عزّت و نفاست نفس ناطقهء قدسيهء هريك از انبيا بود .
قوله :
جمله حيوان را پى انسان بكش * [ جمله انسان را بكش از بهر هُش ]
بكش و مكش هر دو مىتوان خواند و معنى ظاهر است .
قوله :
[ هُش چه باشد عق كلّ هوشمند ] * عقل « 2 » جزوى هُش بوَد اما نژند
نژند ، پست و نشيب ؛ و به معنى افسرده و اندوهگين نيز آمده .
قوله :
[ پس چه عزّت باشدت اى نادره ] * چون شدى تو « حمرهء « 3 » مستنفره »
قال اللّه تعالى :
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ . »
« 4 » گويا ايشان خران وحشىاند رميدگان كه گريخته باشند از شير يا صياد .
هامش
( 1 ) العنكبوت ( 29 ) آيهء 40 : « همه را به گناهشان فروگرفتيم : بر بعضى بادهاى ريگبار فرستاديم ، بعضى را فرياد سهمناك فروگرفت ، بعضى را در زمين فروبرديم ، بعضى را غرقه ساختيم . »
( 2 ) در نسخهء ق : هوش .
( 3 ) همان : حمر .
( 4 ) المدّثّر ( 74 ) آيهء 52 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .