سجده را دريافته . و اين معنى را فهم كرده كه هر پارهء زمين به حكم پروردگار ، از كردار خوب و زشت بندگان خبردار است ؛ و بر اطاعت مطيع و عصيان عاصى گواهى خواهد داد . و بر اداى شهادت زمين سند مىآرد و از آيهء قرآنى مىگويد ؛
قوله :
يوم دين كه « زُلزلت زِلزالها » * اين زمين باشد گواه حالها
كو « تُحدّث جَهرة اخبارَها » * در سخن آيد زمين و خارها
قال اللّه تعالى :
« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها . »
« 1 » و چون جنبانيده شود زمين جنبانيدنى ( كه مقرّر است ) . و ايضا قال :
« يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها . »
« 9 »
عن أبى هريره - رضى اللّه عنه - قال : « قرأ رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هذه الآية و قال : ما تدرون ما اخبارها ؟ قالوا : اللّه و رسوله اعلم . قال : فان اخبارها تشهد على كلّ عبد و امّة بما عمل على ظهرها بان تقول عمل كذا و كذا و كذا » ؛ رواه الامام احمد و ابو عيسى الترمذى شرح « 2 » .
قوله :
فلسفى گويد ز معقولات دون * عقل از دهليز مىماند برون « 3 »
مىفرمايد كه ، فلسفى سخن از معقولات مىگويد و حال آنكه عقل از دهليز مطلب كه حقيقت امر است ، بيرون مىماند و قدم اندرون نمىتواند گذاشت مگر به تأييد نور الهى كه انبيا و اوليا بدان مؤيد شد .
قوله :
فلسفى منكر شود در فكر و ظنّ * گو برو سر را بر آن ديوار زن
يعنى ، فلاسفه سرگردان افكار و ظنون و شبهات و شكوكند . پس چگونه به يقينيات انبيا و اوليا و ورثهء ايشان توانند رسيد . مثلا فلسفى گويد كه ، نطق مخصوص انسان است و جمادات را نطق نيست ؛ زيرا كه نطق خلاصهء حيات و عقل باشد . عقل در جماد نيست ، نطق ناچار نباشد . و اگر
هامش
( 1 ) زلزال ( 99 ) آيهء 1 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 9 ) پيشين ؛ آيهء 4 : « در اين روز زمين خبرهاى خويش را حكايت مىكند . »
( 2 ) « از ابو هريره نقل شده كه گفت : رسول خدا - ص - اين آيه را خواند و گفت : نمىدانيد اخبارها چيست ؟
گفتند : خدا و رسول او [ ص ] داناترند . گفت : بهدرستى كه اخبارها گواهى مىدهد بر هر بنده و امّت ، به آنچه بر پشت آن عمل مىكنند ؛ زيرا كه مىگويند : عمل اينچنين است و اينچنين و اينچنين » امام احمد و ابو عيسى آن را روايت كردند .
( 3 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك : از دريا به دريا ؛ ذيل فلسفى گويد ز معقولات .