تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
اشارت است به آيهء :
« كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ . »
« 1 » اندكى از شب خواب كردندى ؛ يعنى به عبادت مشغول بودند ( با وجود خواب اندك و طاعت بسيار ) سحرها استغفار و طلب آمرزش مىكردند ( بر آن وجه كه گويا همه شب در جرم گذرانيده‌اند ؛ يعنى به عمل خود معجب نبودند ) . قوله :
وز جهانِ چون رحم بيرون روى * [ از زمين در عرصهء واسع شوى ]
اشارت به تولد ثانى [ است ] به حكم : « لن يلج ملكوت السماوات من لم يولد مرّتين » « 2 » [ كه ] نزد صوفيه مقرّر است . قوله :
آنكه ارض اللّه واسع گفته‌اند * [ عرصه‌اى دان انبيا را بس بلند ]
اشارت [ است ] به كريمهء :
« يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ . »
« 3 » غرض مولوى تأويل ارض است . يعنى از ارض ، عالم امر مراد است ؛ نه اين ارض كه به اين همه وسعت در نظر اهل اللّه از پشت ناخن تنگ‌تر مىنمايد . قوله :
چونكه محمولى نه حامل وقت خواب * ماندگى رفت و شدى بىرنج و تاب
يعنى ، كسى كه در خواب بيند مسافت بعيد طى كرده ، يا او را شخصى بردارد و از جايى به جايى برد ، او نه به حركت اعضا رفته باشد . پس محمول باشد كه تعب ندارد و نه حامل كه تعب دارد . و انبيا و اوليا را اين حالت تعطيل حواس ظاهر دست مىدهد كه حواس ايشان نورانى گشت و از ضيق عالم خلق به سعت عالم امر افتادند . چنانچه اصحاب كهف در خواب بودند و بى خود ؛ حق‌ّتعالى ايشان را تقلّب مىداد . همچنين انبيا و اوليا از ذات اليمين كه فعل پسنديده و حسن باشد ، از ذات الشّمال كه شغل حفظ بدن
هامش
( 1 ) الذّاريات ( 51 ) آيات 17 - 18 [ معنى آن در متن آمده است ] . ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ صص 96 ، 194 . « كسى كه دو بار زاده نشده است ، هرگز به ملكوت آسمانها راه نمىيابد . » ( 3 ) العنكبوت ( 29 ) آيهء 56 : « اى بندگان من كه به من ايمان آورده‌ايد ، زمين من فراخ است ، پس تنها مرا بپرستيد . »