تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
توست ؛ امّا از آن تا اين تفاوت بسيار است كه او به حقيقت ايمان رسيده و تو را بويى از حقيقت نرسيده . چون بالا ذكر يافت كه مؤمن آيينه باشد « 1 » مؤمن را « 2 » ، اين داستان را به جهت تأييد آورده كه سلاطين ماضيه از براى حفظ دولت دارين ، صوفيان صافى را به جاى آينه در مقابل جا مىدادند . و داستان حضرت يوسف - ع - نيز مثبت همين مدّعاست كه روى خوب را آينه ناچار در كار باشد . ليكن اين بينوا را شبهه عارض مىشود كه صوفيان سلطان وقت خودند ؛ قيام و قعود ايشان در مجالس شياطين مگر به امر الهى باشد .

نشاندن پادشاه صوفيان عارف را . . .

قوله :
[ دست چپشان پهلوانان ايستند ] * زانكه دل پهلوى چپ باشد به بند
پس ايستادن پهلوان ، قوّت دل بيفزايد . قوله :
[ مشرف و اهل قلم بر دست راست ] * زانكه علم ثبت و خط آن دست راست
كما قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « الحكمة بيمينه « 3 » » . پس به حكم مناسب ، اهل قلم را به طرف راست جا مىدهند . قوله :
حاجبان اين صوفيانند اى پسر * [ ساده و آزاده و افكنده سر « 4 » ]
زيرا كه حاجب هميشه در خدمت سلطان حاضر باشد ؛ همچنين صوفى را دوام حضور در حضرت احديت باقى . قوله :
[ عاشق آينه باشد روى خوب ] * صيقل جان آمد از « 5 » « تَقْوَى الْقُلُوبِ »
هامش
( 1 ) مقصود شارح اين بيت است :سرّ ما را بىگمان موقن شود * زانكه مؤمن آينهء مؤمن بود( 2 ) حرف « را » در مقام حرف اضافهء براى ؛ ويژگى سبكى . ( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 73 [ با اندكى تفاوت ] . « حكمت در سمت راست است . » ( 4 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 5 ) در نسخهء ق : و .