تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
وحدت مغلوب . پس در عالم حسّ و رنگ كه كثرت غالب است ، وحدت ناچار مغلوب باشد . چنانچه در امر « كن » كه : معنى صافى از كثرت يكيست ، اما به سبب كاف و نون كثرت در سخن عارض معنى شد .

در داستان ادب كردن شير گرگ را

قوله :
« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ » است اى گرگ پير * چون نبودى مرده در پيش امير
يعنى ، اين انتقام از قبيل انتقام
« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ »
است ؛ قال - جلّ سبحانه :
« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ . »
« 1 » قوله :
تا كه ما از حال آن گرگان پيش * همچو روبه پاس واداريم خويش « 2 »
از گرگان پيش ، امم سالفه كه مخالفت انبيا كردند مراد داشته . قوله :
امّت مرحومه زين‌رو خواندمان * [ آن رسول حقّ و صادق در بيان ]
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « إنّ امّتى امّة مرحومة ليس عليها عذاب فى الآخرة عذابها فى الدّنيا الفتن و الزّلازل و القتل « 3 » » . يعنى ، اهل اين امت چون تمرّد ورزند و از اطاعت طغيان نمايند ، به يكى از اين سه چيز گرفتار شوند . و آنچه فرمود كه عذاب نيست در آخرت ، مراد عذاب مخلّد است .

تهديد كردن نوح - عليه السّلام - مر قوم را

قوله :
نوح گفت اندر نصيحت قوم را * درپذيريد از خدا آخر عطا « 4 »
كما اخبرنا عنه - عزّ شأنه :
« [ قالَ ] يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ . أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ . »
« 5 » و ذكر اين داستان مبنى بر آن است كه مثل روباه پيش شير ، ترك هستى در
هامش
( 1 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 136 : « پس ، از ايشان انتقام گرفتيم و در دريا غرقشان كرديم . زيرا آيات ما را دروغ مىانگاشتند و از آنها غفلت مىورزيدند . » ( 2 ) در نسخهء ق : خود داريم بيش . ( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 32 . [ ترجمهء آن با اندكى تصرف در بالا آمده است ] . ( 4 ) اين بيت در نسخهء ق و از دريا به دريا ، يافته نشد . ( 5 ) نوح ( 71 ) آيات 2 - 3 : « [ گفت ] : اى قوم من ، من بيم‌دهنده‌اى روشنگرم ، خدا را بپرستيد ، و از او بترسيد و از من اطاعت كنيد . »