وحدت مغلوب . پس در عالم حسّ و رنگ كه كثرت غالب است ، وحدت ناچار مغلوب باشد . چنانچه در امر « كن » كه : معنى صافى از كثرت يكيست ، اما به سبب كاف و نون كثرت در سخن عارض معنى شد .
در داستان ادب كردن شير گرگ را
قوله :
« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ » است اى گرگ پير * چون نبودى مرده در پيش امير
يعنى ، اين انتقام از قبيل انتقام
« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ »
است ؛ قال - جلّ سبحانه :
« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ . »
« 1 »
قوله :
تا كه ما از حال آن گرگان پيش * همچو روبه پاس واداريم خويش « 2 »
از گرگان پيش ، امم سالفه كه مخالفت انبيا كردند مراد داشته .
قوله :
امّت مرحومه زينرو خواندمان * [ آن رسول حقّ و صادق در بيان ]
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « إنّ امّتى امّة مرحومة ليس عليها عذاب فى الآخرة عذابها فى الدّنيا الفتن و الزّلازل و القتل « 3 » » . يعنى ، اهل اين امت چون تمرّد ورزند و از اطاعت طغيان نمايند ، به يكى از اين سه چيز گرفتار شوند . و آنچه فرمود كه عذاب نيست در آخرت ، مراد عذاب مخلّد است .
تهديد كردن نوح - عليه السّلام - مر قوم را
قوله :
نوح گفت اندر نصيحت قوم را * درپذيريد از خدا آخر عطا « 4 »
كما اخبرنا عنه - عزّ شأنه :
« [ قالَ ] يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ . أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ . »
« 5 » و ذكر اين داستان مبنى بر آن است كه مثل روباه پيش شير ، ترك هستى در
هامش
( 1 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 136 : « پس ، از ايشان انتقام گرفتيم و در دريا غرقشان كرديم . زيرا آيات ما را دروغ مىانگاشتند و از آنها غفلت مىورزيدند . »
( 2 ) در نسخهء ق : خود داريم بيش .
( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 32 . [ ترجمهء آن با اندكى تصرف در بالا آمده است ] .
( 4 ) اين بيت در نسخهء ق و از دريا به دريا ، يافته نشد .
( 5 ) نوح ( 71 ) آيات 2 - 3 : « [ گفت ] : اى قوم من ، من بيمدهندهاى روشنگرم ، خدا را بپرستيد ، و از او بترسيد و از من اطاعت كنيد . »