تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
عقل جزيى با وجود حيات ، فنا شدن را انكار كند . پيروان اين عقل ، اين سخن را از فقرا لاف دانند . و اين مرتبه در نظر منكرين محال آيد ، ليكن ندانند كه محالى نزد قدرت حقّ ممكن است و حقّ قادر است بر آنچه غير او قادر نيست بر آن . قوله :
اكمه و ابرص چه باشد مرده نيز * [ . . . ]
قال - سبحانه و تعالى :
« وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ . »
« 1 » مقولهء حضرت عيسى [ ع ] است كه براى رفع توهّم الوهيت مىگويد به امر خدا احياى موتى مىكنم . قوله :
[ . . . ] * زنده گردد از فسون آن عزيز
از عزيز ، اسم الهى خواسته ، و از فسون تأثير قدرت حقّ . و اگر كنايه از عيسى [ ع ] باشد ، بهتر مىشود . قوله :
[ و آن عدم كز مرده مرده‌تر بوَد ] * در كف ايجاد او مضطر بوَد
يعنى ، نتواند كه موجود نشود . قوله :
باز بىشك پيش از آنها مىرسد * آنچه از حقّ سوى جانها مىرسد و آنچه از جانها به دلها مىرسد * و آنچه از دلها به گلها مىرسد « 2 »
يعنى ، پيش از لشكرهاى ثلاثه آنچه براى هر لشكرى در كار است ، آماده مىشود ؛ مثلا براى لشكر اصلاب از براى غذا ، شير و پستان امّهات پيش از تولد اطفال نزول كند . و براى لشكر نر و ماده ، هر ماده را نر و هر نرى را ماده پيشتر تجويز شده . و براى لشكرى به وساطت اجل باز به آغاز متوجه شود ، صورت جزاى عمل در قالب كردار زشت و پسنديدهء او نمودار مىگردد « 3 » .
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 49 : « و كور مادرزاد را و برص گرفته را شفا مىدهم . و به فرمان خدا مرده را زنده مىكنم . » ( 2 ) اين ابيات در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك : از دريا به دريا ؛ ذيل باز بىشك / و آنچه از جانها . ( 3 ) شرح اين چند سطر ، ياد كردى است از ابيات گذشته كه شارح از آنها درگذشته است و براى تفهيم بيشتر آورده شد :كمترين كاريش هر روزست آن * كو سه لشكر را كند اين‌سو روان
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 230 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى