را ارشاد ديگران است ، نه بيان احتياج حضرت مرتضى [ ع ] به اتباع عاقل ديگر ؛ چه همهء كاملان را اتباع او را واجب است و انقياد او لازم . پس در اين وصيت مبالغه است در احتياج طالب به صحبت پير عاقل . » تمّ كلامه .
و داعى نام عزيزى مىنويسد كه : « در اين حديث تقرّب الى اللّه به انواع العقل و السّر واقع شده . و مولانا - قدّس سرّه - از عقل به عاقل انتقال [ فرمودهاند ] . و لازم نيست كه از عاقل ، شخص ديگر خواسته شود ، نى عاقلى ديگر . اگر شخص به عقل خود رسد ، نفس او در پناه عاقل است ؛ گو ، آن عاقل هم او باشد . اما بايد دانست كه عاقل مكمّل على مرتضى [ ع ] جز محمد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - نبوده .
پس در اين حديث اشارت است به آنكه عقل من راهبر ؛ نه به نقل از كتب اوايل .
چنانچه مروى است كه امير المؤمنين عمر - رضى اللّه عنه - نسخه [ اى ] از تورات پيش پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آورد [ و ] گفت : يا رسول ، اين نسخهاى است از جمله تورات . پس حضرت ساكت شد . و حضرت عمر درايستاد و آن را مىخواند . چون تغيّرى بر روى مبارك آن سرور بازديد ، گفت : أعوذ باللّه من غضبه و غضب رسوله . رضينا باللّه ربّا و بالإسلام دينا و بمحمّد نبيّا . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : و الّذى نفس محمّد بيدى او هداء لكم موسى فاتبعتموه و تركتمونى نصلتم عن سواء السّبيل و لو كان نبيا و ادراك نبوّتى لا تبعتنى . و چون على [ ع ] عالم به همهء كتب اوايل بود ، حضرت رسالت اين حديث به او فرمود كه با وجود نور عقل مشكات نبوّت اقتباس نقل از كتب اوايل نكنند . » ( هذا كتب الدّاعى ) .
امّا آنچه به خاطر فاتر مىرسد اين است كه ، در طاعات و مجاهدات و رياضات حضرت امير [ ع ] را قدم راسخ بود . چنانچه مشهور است كه هزار تكبير هر شب از آن حضرت مىشنيد . لهذا رسول - صلوات اللّه عليه و آله و سلّم - آن جناب را امر كرده به تقليل رياضت . و به حكم كريمهء :
« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ »
« 1 » به خود خوانده و فرموده كه از همه اسباب قرب ، صحبت و محبّت من تو را بهتر بود . و چنانچه حقتعالى امر كرد حبيب خود را ، حيث قال :
« يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا . »
« 2 »
هامش
( 1 ) الأحزاب ( 33 ) آيهء 6 : « پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است . »
( 2 ) المزمّل ( 73 ) آيات 1 - 4 : « اى جامه بر خود پيچيده ، شب را زنده بدار ، مگر اندكى را ، نيمهاى از آن را ، يا اندكى از نيمه كم كن . يا اندكى بر نيمه بيفزاى و قرآن را شمرده و روشن بخوان . »