قوله :
كردهام بخت جوان را نام پير * كو ز حقّ پيرست نه از ايّام پير
مىفرمايد كه ، مراد از پير پيشواى معنوى است كه در هر سنّ مستحقّ تكميل است . و آغاز نشئهء عنصرى از او منتفى است ، نه پير به حسب سنّ .
قوله :
[ غولت از ره افكند اندر گزند ] * از تو داهىتر درين ره بس بُدند
دهاء ، زيركى [ بوَد ] .
قوله :
از نُبى بشنو ضلال رهروان * كه چسان « 1 » كرد آن بليس بدروان
نظر بر اين حديث دارد كه عبد اللّه مسعود - رضى اللّه عنه - روايت كرد و گفت : « خطّ لنا رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - خطّا . ثمّ خطّا . ثمّ خطّا . ثمّ خطّ عن يمينه و عن شماله خطوطا . ثمّ قال : هذا سبيل اللّه و هذه السّبل على كلّ سبيل منها شيطان يدعو اليه . » « 2 »
« وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ . »
« 3 » ( الآية ) .
قوله :
استخوانهاشان ببين و مويشان * [ عبرتى گير و مران خر سويشان ]
از استخوان و مو ، آثار گمراهى و ضلالت مقصود است .
قوله :
گردن خر گير و سوى راه كش * [ سوى رهبانان و رهدانان خوش ]
از خر ، نفس امّاره مىخواهد كه ميلش به مستلذات جسمانى است .
قوله :
شاوروهُنّ پس « 4 » آنگه خالفوا * [ . . . ]
امر به مشورت زنان از آن جهت است كه مشاورت خلاف آنها عملى كنند ؛ زيرا كه خلاف حكم نقص كمال است .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : چهشان .
( 2 ) عبارت بسيار آشفته و نابسامان بود و از المستدرك ؛ ج 2 ، ص 318 كامل شد . « پيامبر خدا - ص - خطى براى ما كشيد و سپس خطوطى از چپ و راست آن كشيد و سپس گفت : اين [ خط راست ] راه خداست و اين راهها بر سر هر كدامشان شيطانى است كه مردم را به آن مىخواند . »
( 3 ) الأنعام ( 6 ) آيهء 153 : « و اين است راه راست من . از آن پيروى كنيد . . . »
( 4 ) در نسخهء ق : و .