تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
مرغ مردهء پوسيده‌اى ، افسرده‌دلى كه گرمى حال ندارد و [ از ] اثر حيات كه آگاهى است ، بهره نبرد . قوله :
وين غم و شادى كه اندر دل خفيست « 1 » * پيش آن شادى و غم جز نقش نيست
يعنى ، نسبت به غم و شادى كه در دل اهل اللّه مخفى است و آن ، كنايه از قبض و بسط سالكان باشد ، شادى و غم گرفتاران آن صورت ، مانند نقش خاك به آب است . و اگر عكس اين معنى قصد كرده شود هم درست است . يعنى ، شادى و غمى كه در دل ارباب صورت و اصحاب غفلت مخفى و پنهان است ، در جنب شادى و غم مردان خدا نقشى بيش نيست . قوله :
صورت خندان نقش از بهر تست
إلى الْبيْتين « 2 » مقصود از اين دو بيت ، تقسيم غم و شادى نيست كه شادى را به غير و غم را به خود تخصيص دهد ، بلكه مىگويد كه ، نقش غم و شادى صورى را در نظر ما و تو از براى آن جلوه داده‌اند كه سرشتهء شادى و غم معنوى را در دست خود درست نگاهداريم . قوله :
نقشهايى كاندرين حمّامهاست * از برون جامه‌كن چون جاهاست ، الخ
اولى آن است كه اوّل معنى چند بيت « 3 » بلا تأويل گفته شود . بدانكه ، حمّام مشتمل باشد بر چند خانه كه يكى از آن جمله جامه‌كن است . به اين اعتبار ، جامه‌كن داخل حمّام است ، نه خارج . پس ناظم - قدّس سرّه - مىگويد كه ، نقشهاى حمّام - خواه نقوشى كه بر جدار حمّام مصوّر كشيده باشد ، خواه هياكل اشخاص كه در حمّام باشند - از برون جامه‌كن اگر ديده شود ، مثل خانه به نظر درآيد . يعنى هر صورتى و هر نقشى با تمامى خصوصيات مرئى نمىشود ، بلكه پيش از آن جامه نمودار
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : خطيست . ( 2 ) منظور شارح ، دو بيت زير است كه پيش از آن ، پس مصرع پيشين نيز آورده شده است :. . . * تا از آن صورت شود معنى درست صورت غمگين نقش از بهر ماست * تا كه ما را ياد آيد راه راست( 3 ) منظور شارح ، شرح دو بيت پايانى نيز است :تا برونى جامه‌ها بينى و بس * جامه بيرون كُن درآ اى هم‌نفس زانكه با جامه درون‌ْسو راه نيست * تن ز جان جامه ز تن آگاه نيست
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 209 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى