تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
قوله :
شاهدت گه راست باشد گه دروغ * مست گاهى از مى و گاهى ز دوغ
بالا هديه را گواه گفت ، اينجا عمل اهل ريا را گواه دروغ مىگويد . پس ترك هديهء عمل چنانچه دلالت كند بر بىمحبّتى عمل ناقص كه مخلوط به ريا باشد ، نيز مشعر باشد بر بىمحبّتى . قوله :
يا ربّ آن تمييز ده ما را به خواست * تا شناسيم اين « 1 » نشانِ كژ ز راست
يعنى ، به دعا اين تمييز كرامت كن . و در بعضى نسخ نخواست ديده شد . بر اين تقدير معنى چنين باشد كه ، تمييز ارزانى دار تا مقصود حاصل شود و مطلب تمييز و خواهش آن . قوله :
[ حسّ را تمييز دانى چون شود ] * آنكه [ حسّ ] ينظر بنور اللّه بوَد
يعنى ، تمييز كه به دعا خواسته شد نه آن تمييز است كه چراغ عشق به نور عقل روشن باشد ؛ زيرا كه آن تمييز از اثر به مؤثّر رفتن [ و ] از سبب به مسبّب پى بردن است . و اثر و سبب اگرچه فارق باشد ميان كجى و راستى - چنانچه به سبب قرابت استدلال بر محبّت توان كرد - امّا مراد ما از تمييز ، تمييز اهل كشف است كه از مؤثر به اثر آيند و از مسبّب به سبب گرايند . و كسى را كه اين تمييز حاصل شد و چشم بصيرت او به نور الهى مكحل گرديد ، به اثر و سبب محتاج نباشد . قوله :
هست تفصيلات تا گردد تمام * اين سخن ليكن بجو تو وَ السّلام
سخن از اصل تمييز به يك تفصيل تمام نمىشود و تفصيلات بايد تا اتمام پذيرد ، در جست‌وجوى تمييز باش كه : « جوينده ، يابنده بوَد « 2 » » . قوله :
گرچه شد معنى درين صورت پديد * صورت از معنى قريبست و بعيد
يعنى ، معنى عقل و نفس كه در صورت قصّهء مرد و زن پنهان بود ، اگرچه بر تو واضح شود ، امّا صورت به وجهى از معنى قريب است و به وجهى بعيد ؛ مثل معنى و صورت
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : آن . ( 2 ) نك : امثال و حكم ، ج 2 ، ص 592 .