تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
الملك . و بيم دين ، ترك عبوديّت و دعوى انانيّت . قوله :
پس سليمان همّتى بايد كه او * بگذرد زين صد هزاران رنگ و بو
يعنى ، مردى بايد كه از ملك به مالك الملك باز نماند . قوله :
[ با چنان قوّت كه او را بود هم ] * موج آن مُلكش فرومىبست دم
يعنى ، خفه مىشد و به فكر مىرفت و سكوت مىورزيد و اعراض مىكرد از كثرت اشتغال به مهمّات . قوله :
خواند « أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ » * چون بماند از تخت و مُلك خود تهى « 1 »
اشارت است به آيهء :
« وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ . »
« 2 » به‌درستى كه مبتلا گردانيديم و آزمايش كرديم سليمان را و انداختيم بر تخت او شيطانى كه متصوّر شد به صورت سليمان . بعد نزع و تسلّط ديو بر مملكت ، توبه كرد سليمان و باز گردانيد ملك و پادشاهى بر او . و سبب ابتلاى سليمان [ ع ] مفسّران چنين بيان كرده‌اند كه ، سليمان [ ع ] نكاح كرده بود زنى را و آن زن در سراى سليمان [ ع ] عبادت مىكرد و سليمان [ ع ] از اين معنى آگاه نبود . قوله :
[ چون برو بنشست زين اندوه گرد ] * بر همه شاهان عالم رحم كرد
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيته « 3 » . » يعنى ، شما شبان قوم خويش و نگهبان رعيت خوديد . روز قيامت از صلاح و فساد و حال رعيت ، شما را سؤال كنند تا حدى كه يك تن مجرّد كه هيچ كس در تحت و اطاعت و قيد متابعت او نباشد ، اعضا و جوارح او رعيت او باشد . از او پرسند كه ، چشم از براى مطالعهء صفحات كمال و مشاهدهء آيات جمال ما بود و گوش ، صدف لئالى اسرار و زبان ، آلت ذكر و دل ، جاى معرفت . و همچنين هر عضوى ، مخصوص به كارى . همه را از سر غفلت و شهوت چرا تعطيل داشتى و مهمل فروگذاشتى ؟ هرگاه محاسبهء نفس واحد به اين
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ نك : از دريا به دريا ، ذيل خواند القينا على . ( 2 ) « ص » ( 38 ) آيهء 34 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 99 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .