تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
جانها در صلح و جنگ ارتباط دارد و اختلاط ؛ يعنى جان صلحا متوجّه صلح و جان اشقيا مايل به جنگ است . و در ابيات آينده همين معنى را خود توضيح مىفرمايند ؛ قوله :
موجهاىِ صلح برهم مىزند * [ كينه‌ها از سينه‌ها برمىكند ]
بيان حال صلحا [ ست ] كه جز خير و صلاح نينديشند . موجهاى جنگ بر شكل صلح دگر ذكر اوصاف اشقيا [ ست ] كه از كين اهل صلاح تجاوز نكنند . قوله :
[ مهر تلخان را به شيرين مىكشد ] * زانكه اصل مهرها باشد رشد
[ رشد ] ، ( به فتح را ) راه است . قوله :
چشم آخربين تواند ديد راست * چشم اوّل « 1 » بين غرورست و خطاست
چشم آخربين ، آنكه از صورت به معنى انتقال كند . و چشم اول‌بين ، كه در صورت فروماند . قوله :
[ اى بسا شيرين كه چون شكّر بوَد ] * ليك زهر اندر شكر مضمر بوَد
يعنى ، خباثت نفس در صلاح ظاهر پنهان باشد و آن را زيرك ، يعنى مؤمن كامل كه ناظر است در اشيا به نور الهى زود بشناسد و ديگران ديرتر يابند . چنانچه تفاوت مراتب را در شناخت ، خود بيان مىفرمايند ؛ قوله :
بهرِ اين فرمود حقّ عزّ و جلّ * سورة الأنعام در ذكر « اجل »
اشارت [ است ] به آيهء :
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ . »
« 2 » اوست آنكه مخلوق ساخت شما را از گل و حكم كرد چون مدّتى به سرآمد مرگ برسد . و مدّت نام كرده و معيّن شده نزد اوست كه كس نداند . پس شما شك مىآريد . قوله :
[ نكتهء ديگر تو بشنو اى رفيق ] * همچو جان [ او ] سخت پيدا و دقيق
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : آخر . ( 2 ) الأنعام ( 6 ) آيهء 2 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .