و ناقه بيرون آمد ، در نظر آن قوم بر او ولدى در بزرگى مثل خود . چندى ايمان آوردند و باقى در جهالت تمادى نمودند . صالح وصيت كرد كه ناقه خدا را ميازاريد و گرد مگرديد چشمه را كه ناقه از آن آب مىخورد . كما قال - عزّ اسمه :
« فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها »
« 1 » و كريمهء :
« هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 2 » خبر از اين معنى مىدهد . قوم از آب خوردن ناقه در كينه شدند و اوّل قصد صالح كردند . چون دست نيافتند ، ناقه را كشتند و گوشت آن را قسمت كردند و بچهء آن به سوى كوه گريخت . پيش از آنكه به كوه درآيد ، عقب خود نگاه كرد . شتر باز بانگ زد ، صالح را از آن حال خبر دادند . گفت : فضيل را ادراك كنيد ، ادراك نتوانستند كرد . صالح گفت : شما را سه روز بيش مهلت نيست : روز اوّل ) رويهاى شما زرد شود ؛ روز دوم ) سرخ ؛ و روز سوم ) سياه گردد . بعد از آن ، عذاب دررسد . قوم چون علامات مشاهده كردند ، قصد صالح نمودند . حقّ تعالى صالح را به ارض فلسطين برد و از [ دست ] ايشان نجات داد . ناگاه صيحهاى از آسمان آمد و دلهاى آنها پاره كرد بر رو به زانو درافتادند و هلاك شدند . كما قال اللّه تعالى :
« فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ »
« 3 » ،
« فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ . »
« 4 »
حضرت مولوى تن صالحان را در هلاك صالحان به ناقه صالح ، و جان صالحان را به صالح ، و خاطر ايشان را به كرهء ناقه تشبيه كرده مىفرمايند كه ، بر آزار جان صلحا هيچ كس را دست بيش نيست ؛ چنانچه قصد صالح كردند و ميسّر نشد . امّا آزار تن ايشان كه در حقيقت آزار حال ايشان است ، سبب هلاك منكران شود . اگر بعد آزار ، خاطر جوى اينها كه به منزلهء ادراك فضيل است توانند كرد ، رهايى از عذاب باشد و الّا فلا . حاصل تمام داستان اين است . اكنون در بيتى كه جاى تردّد باشد آن را شرح كنيم ، اكثر ابيات قريب الفهم را واگذاريم .
قوله :
[ از براى آب چون خصمش شدند ] * آب كور و نان كور « 5 » ايشان بُدند
هامش
( 1 ) الشّمس ( 91 ) آيهء 13 : « پيامبر خدا به آنها گفت كه ماده شتر خدا را با آبشخورش واگذاريد . »
( 2 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 73 : « اين ماده شتر خدا ، برايتان نشانهاى است . رهايش كنيد تا در زمين خدا بچرد و هيچ آسيبى به او نرسانيد كه عذابى دردآور شما را فراخواهد گرفت . »
( 3 ) النّازعات ( 79 ) آيهء 25 : « خدايش به عذاب آخرت و [ دنيا ] گرفتار كرد . »
( 4 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 78 : « پس زلزلهاى سخت آنان را فروگرفت و در خانههاى خود بر جاى مردند . »
( 5 ) در نسخهء ق : نان كور و آب كور .