اينْتْ دريايى نهان در زير كاه * پا برين كَهْ هين منه بىاشتباه « 1 »
ذرّه ، كنايه از حقارت جثّهء انسان كامل است كه از روى صورت عالم صغير است و در معنى عالم كبيره و به حسب ظاهر اگرچه مجموعهاى است مختصر ، امّا متن مجموع عوالم است . پس در هيچ ذرّه به حقارت مبين ؛ زيرا كه ذرّهء حامل آفتاب در همين ذرّات پنهان است . و بر آبزيركاه ، بىاشتباه و احتياط قدم مگذار كه مبادا عميق باشد و غرق شوى . و مؤيّد اين معنى است آنچه در بيت آينده مىفرمايد كه اشتباه رحمت است « 2 » .
قوله :
هر پيمبر فرد آمد در جهان * فرد بود و صد جهانش « 3 » در نهان
واحد كالف لقب ايشان است ؛ كما قال - عزّ اسمه :
« إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً . »
« 4 »
قوله :
عالم كبرى به قدرت سخره « 5 » كرد * كرد خود را در كهين نقشى نورد
عالم كبرى ، عالم لاهوت ؛ و از نقش كهين ، بدن عنصرى و عالم ناسوت ؛ و نور ديدن ، پيچيدن است . باقى ابيات تأثير داستان مؤيّد همين مدّعاست كه در صورت انبيا و اوليا نبايد ديد ، نظر بر معنى بايد كرد . و داستان ناقه صالح به همين مناسبت آوردهاند .
حقير و بىخصم ديدن ديدههاى حسّ . . . الخ
قوله :
ناقهِ صالح به صورت بُد شتر * پى بريدندش ز جهل آن قوم مُر
در قرآن مجيد قصّهء صالح به تفصيل مذكور است . ملخّص آنكه ، قوم ثمود از او معجزه و آيت طلب كردند و گفتند : دعا كن تا از اين [ سنگ ] شترى بيرون آيد و حامله باشد و پيش پا بزايد . فرمان آمد كه پيش از طلب اين معجزه به چهار هزار سال ما اين شتر را در اين سنگ آفريدهايم ؛ بخوان تا بيرون آيد . صالح گفت : يا ناقة اللّه ! سنگ شكافته شد
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : با .
( 2 ) مقصود شارح اين بيت است :اشتباهى و گمانى در درون * رحمت حقّست بهر رهنمون( 3 ) در نسخهء ق : آن رهنمايش .
( 4 ) النّحل ( 16 ) آيهء 120 : « ابراهيم بزرگوار مردى بود . به فرمان خدا بر پاى ايستاد و صاحب دين حنيف بود . »
( 5 ) در نسخهء ق : سحر .