كه انفرار ناقص از كامل راجع به انفرار كامل است از ناقص ، داستان مىگذرانند .
سبب حرمان اشقيا از هر دو جهان . . . الخ
قوله :
[ بلك دفعش مىكند از شش جهات ] * زان بماند اندر ميان عاصفات
عاصفات اى ، بادهاى تند و اينجا هوا مراد است . يعنى ، جهات جذب مساوى است و ترجيح از جانبى نيست . پس كشش علىالسّويه زمين را در ميانه معلّق دارد ؛ زيرا كه بعد زمين از آسمان در جميع جهات برابر است . اين بر تقدير جذب است و بر تقدير دفع نيز همچنين كه از جميع اطراف ، برابر دفع مىكند ؛ لام ارض در وسط مىماند .
قوله :
پس ز دفع خاطر اهل كمال * جان فرعونان بماند اندر ضلال
از قول انتقال نموده به نزد خاطر ارباب كمال .
قوله :
سركشى از بندگان ذو الْجلال * دان كه دارند از وجود تو ملال
تو پندارى از نخوت با خاصان بارگاه احديت سر فرود نمىآرى و حال آنكه خاطر ايشان به جانب تو ملتفت نيست . آنقدر از برش ندارى كه مشترى به سوى تو نگاه كند .
قوله :
[ كهرباى خويش چون پنهان كنند ] * زود تسليم ترا طغيان كنند
يعنى ، ارادت و انقياد تو را كه در وقت پيداى كهربا پيدا كنى ، از پنهان كردن آن بغى و عناد بدن سازند . پس تو در دست تصرّف ، قالب موم بيش نيستى و هر صورت و هر نقشى كه خواهند بر تو نصب كنند .
قوله :
[ مرتبهء انسان به دست اوليا ] * سُغبه چون حيوان شناسش اى كيا
سغبه ، فريفته و عاشق [ بود ] . و حاصل سخن آنكه ، چنانچه حيوان مسخّر انسان است ، انسان مسخّر انبيا و اولياست .
قوله :
بندهء خود خواند احمد در رشاد * جمله عالم را بخوان « قُلْ يا عِبادِ »
اشارت [ است ] به كريمهء :
« قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ