تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
اين بيت تقدير سؤال سائل است . و حاصل سؤال آنكه ، وجود مقيّد بىظهور مطلق نيست و قيد ناشى از اطلاق است . پس بايستى كه قيد سبب اتّفاق بودى [ تا ] اختلاف و تقاضا آشتى كردى ، نه جنگ ؛ زيرا كه فرع از اصل منبعث گشته ، به وجود او قايم است . پس مخالفت فرع به اصل صورت نبندد . قوله :
اصل روغن ز آب افزون مىشود * عاقبت با آب ضد چون مىشود ؟ چونكه روغن را ز آب اسرشته‌اند * آب با روغن چرا ضد گشته‌اند ؟ چون گل از خارست [ و ] خار از گل چرا * هر دو در جنگند [ و ] اندر ماجرا ؟
اين سه بيت مىتواند بود كه جواب باشد آن سؤال [ را ] بر سبيل تمثيل معقول به محسوس . يا نه جنگست از براى حكمتست ، [ و ] گنج بايد جست اين ويرانيست . جواب سوم يعنى مخالفت قيد با اطلاق ، از بابت مخالفت روغن با آب باشد . و هرگاه در محسوسات اين تخالف مشاهده شود ، چرا در معقولات روا نباشد . ما گوييم ، در نفس الأمر نيست به سبب حكمتى چنين مىنمايد . يا از اين هر دو توجيه دست باز داشته ، گوييم كه ، وقوع اين معنى به جهت حصول چرا نيست و حيرانى و ويرانى . و در ويرانى ، گنج مقصود توان يافت ؛ زيرا كه گنج در ويرانه باشد نه در معموره . بازمىگويد كه ، گنج مقصود قرب حقّ است ؛ نه حلّ اشكال اين سؤال كه متولّد است از بطن قيل و قال . چنانچه مىفرمايند :
آنچه تو گنجش توهّم مىكنى * زان توهّم گنج را گم مىكنى
تا اينجا سررشتهء سؤال و جواب به نهجى كه تقرير كرده شده ، قايم نگاهدار ؛ كه مىخواهيم ورق تقرير بگردانيم و بگوييم كه ، تمثيلات و ابيات گذشته تا اين بيت مىتواند بود كه تتمّهء جواب و سؤال باشد . و اين بيت به ابيات ما بعد ، جواب آن سؤال [ بود ] . و بر اين تقدير ، مجموع ابيات ما تقدّم مقولهء سائل خواهد بود به اين طريق كه مخالفت قيد با اطلاق و جنگ فرع به اصل باعث تعجّب من گرديده ؛ زيرا كه اين مخالفت از قبيل روغن است به آب ، و مانند نفرت گل است از خار . آيا اين اختلاف واقعى است يا به سبب حكمتى در علانيه حال چنين مىنمايد و در سر حال هيچ اختلاف نيست ؟ يا نه واقعى و نه براى حكمت ، بلكه براى حيرت عارف است ؟ به هر وجهى گنج بايد جست ؛ يعنى از بيان سبب اختلاف چاره نيست تا گنج مقصود به دست شبهه باقى ماند ويرانى و خرابيت . چون سؤال بدين وجه باشد ، جواب در ضمن ابياتى كه مىآيد القا مىفرمايند ؛
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 184 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى