قوله :
[ چون قضا بگذشت خود را مىخورد ] * پرده بدريده گريبان مىدرد
پردهء هركه به حكم قضا دريده شد ، از بىطاقتى گريبان پاره مىكند [ كه ] فايده ندارد .
قوله :
كافر پير ار پشيمان مىشود * [ چونكه عذر آرد مسلمان مىشود ]
از اينجا تا سر داستان ديگر ، ترغيب است زن را كه اخلاق خداى به شوهر نام و مرعى دارد .
قوله :
[ حضرت پررحمتست و پركرم ] عاشق او هم وجود و هم عدم
يعنى ، منقاد حكمند ؛ مانند عاشق ، عدم به فرمان او بىدرنگ به وجود آيد و وجود به عدم مىرود . همچنين كفر و ايمان مطيعند مشيّت او را ؛ چنانچه مناسب اين كلام حكايت آوردهاند .
در بيان آنكه موسى و فرعون هر دو . . . الخ
قوله :
موسى و فرعون معنى را رهى * ظاهر آن ره دارد و اين بىرهى
يعنى ، جميع مظاهر متضادّه و متقابله ، تابع معنى واحدند در حقيقت ، و اختلاف از روى ظاهر است ؛ چه موسى [ ع ] و فرعون و چه آدم [ ع ] و ابليس ، همه را قدم در جادهء بندگى است .
قوله :
روز موسى پيش حقّ نالان شده * نيمشب فرعون هم گريان شده « 1 »
اگر نيك نظر كرده شود ، اين ابيات كه مشتمل است بر زارى فرعون ، سراپا بر رعونت و انانيت او دلالت مىكند ؛ زيرا كه در مناجات ، فضائح و قبايح خود را به تقدير حقّ حواله مىكند و از طريق ادب دور مىگردد . اگر مانند حضرت آدم [ ع ] كه :
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا »
« 2 » گفت ، خطايا را به خود نسبت داده زارى مىكرد ، بر نفس خود ظفر مىيافت .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : بده .
( 2 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 23 : « اى پروردگار ما ، به خود ستم كرديم . »