جان تو ، براى قسم است .
قوله :
كاش جانت كش روان من فدى * [ از ضمير جان من واقف بُدى ]
در مقام تواضع و عطوفت ، مثل اين كلمات زبانزد عرب است : « فداك أبى و أمّى » نيز از اين شماره است .
قوله :
شد از آن باران يكى برقى پديد * زد شرارى در دل مرد وحيد
مراد از باران ، گريهء زن ؛ و از برق ، سوز درون شوهر است .
قوله :
« زُيِّنَ لِلنَّاسِ » حقّ آراستست * زانچه حقّ آراست چون دانند جَست ؟
اشارت است به آيهء :
« زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ . »
« 1 »
قوله :
چون پى « يسكن اليها » ش آفريد * كى تواند آدم از حوّا بريد ؟
قال اللّه - عزّ و جلّ :
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها . »
« 2 »
قوله :
آنكه عالم مست گفتش آمدى * كلّمينى يا حميرا مىزدى
يعنى ، عالم مدهوش كلام حضرت رسالتپناه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بود . و حضرت را چون حال غالب آمدى ، به عايشهء - رضى اللّه عنها - فرمودى كه : با من سخن كن تا به تو مشغول شوم و از غلبه افاقت يابم . پس محبّت ذات و صفات و اسما فروتر است ؛ زيرا كه اين محبّت از اثر تجلّى اسم ظاهر باشد . لهذا آن سرور فرمود : « حبّب الى من دنياكم ثلث : النّساء و الطّيب و قرّة عينى فى الصلاة « 3 » » . يعنى محبوب گردانيده شد نزد من ؛ و نفرمود واجب است .
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 14 : « در چشم مردم آرايش يافته است ، عشق به اميال نفسانى و دوست داشتن زنان و فرزندان . »
( 2 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 189 : « اوست كه همهء شما را از يك تن بيافريد . و از آن يك تن زنش را نيز بيافريد تا به او آرامش يابد . »
( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 68 . « سه چيز را از دنياى شما دوست دارم : زن ، بوى خوش ، و نور چشمم در نماز » .