تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
پس صرفه چيست ؟ جان كهنه ايثار كن .

تفسير دعاى آن دو فرشته . . .

چون در راه خدا اعلى مرتبهء جود بذل روح است ، ناظم - قدّس سرّه - در باب اعطا و انفاق به شرح دعاى فرشتگان پرداخته . عن أبى هريره قال : « قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و [ آله ] و سلّم : ما من يوم يصبح العباد فيه الّا ملكان ينزلان فيقول أحدهما اللّهم أعط كلّ منفقا خلفا و [ يقول الآخر ] اللّهم أعط كلّ ممسكا تلفا « 1 » . » قوله :
اى بسا امساك كز « 2 » انفاق بهْ * مال حقّ را جز به امر حقّ مده
حاصل اين بيت و ديگر ابيات آن است كه ، مدار حسن و قبح صفات بر مناسبت و عدم مناسبت متعلّقان است . صفت جود كه پيرايهء هر موجود است ، چون بىموقع واقع شود ، غير محمود و نامستحسن است . اگر عالمى در راه هوا صرف كنى ، به امساك موصوفى ، و اگر يك آب از دريا به رضاى حقّ بدهى ، به انفاق معروف . قوله :
[ تا عوض بينى تو گنج بىكران ] * تا نباشى از عِداد كافران
يعنى ، شعار كفر است كه مال به هواى نفس در غير محل ضايع كنند . پس به مقتضاى : « من تشبّه قوما فهو منهم « 3 » » ، هركه مال ضايع كند ، در شمار كفّار باشد ؛ زيرا كه در تبعيت هوا با كفّار شريك [ باشد . و ] چون فرق ميان آنچه يهود و آنچه به امر خدا داده شود مشكل است مىفرمايند ؛ قوله :
امر حقّ را بازجو از واصلى * كار « 4 » حقّ را درنيابد هر دلى
از حضرت غوث الثقلين سيّد عبد القادر جيلانى - قدّس سرّه - نقل كنند كه : « تاجرى روى آورد [ و گفت كه ] : من مستحقّ از نامستحقّ بازنشناسم . شما چشم غيب بين داريد ؛
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 22 : « هيچ روزى نيست كه بندگان سحر كنند ، مگر آنكه دو فرشته فرود مىآيند . يكى از آنها مىگويد : پروردگارا ، به كسانى كه درماندگان را احسان مىكنند ، عوض ده . و ديگرى مىگويد : پروردگارا ، مال لئيمان را تلف كن . » [ ترجمهء حديث از شرح مثنوى گولپينارلى ، دفتر اول ، ص 340 برگرفته شد ] . ( 2 ) در نسخهء ق : از . ( 3 ) نك : تمهيدات ؛ صص 202 ، 342 . « كسى كه به مانند قومى است ، پس او از آنهاست . » ( 4 ) در نسخهء ق : امر .