تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
قوله :
[ منكران همچون جعل زان بوى گل ] * يا چو نازك مغز را « 1 » بانگ دهل
نازك مغز ، ضعيف دماغ باشد . قوله :

تفسير قول حكيم - [ رضى اللّه عنه ] : آسمانهاست در ولايت جان / . . . الخ

قوله :
[ نايد آن الّا كه بر خاصان پديد ] * باقيان « فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »
اشارت [ است ] به آيهء :
« أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ . »
« 2 » آيا ما عاجز شديم و رنج يافتيم به آفرينش اوّل تا فرومانيم در آفرينش جديد ؟ بلكه كافران در شكّ و شبهه‌اند از آفرينش نو ؛ يعنى بعث و حشر ما . محقّقان را در خلق جديد ، نكته‌هاى دقيق است كه تفصيل ذكر آن را اين مقام برنيايد . پس معنى اين بيت چنين باشد كه ، آسمان و آفتاب غيب در نظر خواص پديدار باشد و باقيان يعنى عوام ، از آن در شك باشند . قوله :
همچنين در غيب انواعست اين * در زيان و سود و در رنج « 3 » و غبين
يعنى ، چنانچه در عالم شهادت باد و باران و آفتاب بهارى ، ممدّ حيات و مربّى نباتات است و غمام خزانى ، مزيل طراوت و نضارت است ، همچنين از عالم غيب آنچه مىگردد ، منحصر است در آثار لطف و قهر . آثار لطف مىنوازد و آثار قهر مىگدازد . لطف ، ناشى از فضل [ است ] و قهر ، منبعث از عدل . قوله :
گر درخت خشك باشد در مكان * عيب آن از باد جان‌افزا مدان
يعنى ، ناقص از صحبت كامل اگر متأثّر نگردد ، از نقصان استعداد اوست نه از قصور كامل . و بو جهل و بولهب كه مناسبت نظرى با سرور عالم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم -
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : در . ( 2 ) « ق » ( 50 ) آيهء 15 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 3 ) در نسخهء ق : ربح .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 157 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى