تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
دست محبوب خود را از شهود نظر به جمال خود به خدمت نفرستاد . لهذا آن شب را شب تعريس و عروسى گفته‌اند كه به معنى سر آخر شب است . [ و ] به معنى عروسى انتقال كرده‌اند . قوله :
در شب تعريس پيش آن عروسى * [ . . . ]
يعنى ، پيش عشق الهى . قوله :
[ . . . ] * يافت جان پاك ايشان دست‌بوس
يعنى ، جان نبى [ ص ] و صحابه - كلّهم - از نسيمات آن نفحات كه با جان رسول اللّه - ص - آن شب يار بود ، مست شد . و شرف استشمام آن روايح طيّبه كه به منزلهء دست‌بوس بود ، همه را دست داد . قوله :
عشق و جان هر دو نهانند و ستير * گر عروسش خوانده‌ام عيبى مگير
عذر اطلاق لفظ عروس ، به جان و عشق مىخواهند . قوله :
از ملولى يار خامش كردمى * گر همو مهلت بدادى يك‌دمى
از ملولى ، عدم رضاى الهى مراد است . پس معنى چنين باشد كه ، از خوف عدم رضاى حقّ تعالى خاموش مىگرديدم [ و ] در شأن او سخن نمىراندم ، اگر آن حضرت مجال مىداد . در حديث آمده : « خذوا من أعمال ما تطيقونه « 1 » » قال اللّه :
« فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ . »
« 2 » قوله :
كفرهم نسبت به خالق حكمتست * چون به ما نسبت كنى كفر آفتست
يعنى ، آنچه اضافت مىخواهد حقّ است [ و ] از راه ملاليت ، خلق و تكوين است . و از اين حيثيت ، عيب تصوّر نتوان كرد ؛ امّا اشيا بدون حقّ چون نسبت و اضافت پذيرد ، به واسطهء نقصان منسوب اليه عيب لاحق گردد . پس در تعريف و توصيف جمال محبوب هرچه بر زبان محبّان جارى شود ، نسبت به آن جناب عيب نباشد . اگر
هامش
( 1 ) « از اعمال آنچه در توانتان است ، برگيريد . » ( 2 ) النّساء ( 4 ) آيهء 129 : « ليكن يكباره به سوى يكى ميل نكنيد . »