تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
به فهم تو درنيايد ، عيب مپندار و ردّ مكن كه اين‌ها ناظر كمال‌اند و بر نقص نظر ندارند . قوله :
ور يكى عيبى بوَد با صد صفات « 1 » * بر مثال چوب باشد در نبات
بر تقدير تسليم مىفرمايند كه ، اگر در كلام صاحب حال عيب هم يافته شود ، در حكم هنر است . قوله :
اين نمك باقيست در « 2 » ميراث او * با تواند آن وارثان او بجو
حديث : « العلماء ورثة الأنبياء « 3 » » و « علماء امّتى كأنبياء بنى اسرائيل « 4 » » دو شاهد عدلند بر وجود وارثان علوم و احوال حضرت محمدى - ص - ليكن آن عالم تعلّم قال و قيل است ؛ زيرا كه ميراث آن است كه بىمشقت به دست آيد .
نگار من كه به مكتب نرفت و درس نخواند * به غمزه مسئله‌آموز صد مدرّس شد
قوله :
پيش تو شِسته ترا خود پيش كو * پيش هستت جانِ پيش‌انديش كو
يعنى ، حضور قلب مُجاز عالم قدسى كه جهت قبلهء حقيقت است ، ندارى . قوله :
گه « 5 » همينى در غم [ و ] شادى و بس * اى عدم كو مر عدم را پيش و پس
يعنى ، كوتاه‌نظر از غم و شادى دنيا كه نمود بىبود است ، فراغ حاصل نتواند . قال اللّه - سبحانه :
« [ لِكَيْلا ] : تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ . »
« 6 » چون بريافت چيزى خوشوقت شويد ، ناچار از گم شدن آن چيز افسوس خوريد . پس به سبب هيچ‌چيز ، اندوه و فرح به خود راه نبايد داد . اين چيزها وجود ندارد و عدمى بيش نيست .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : حيات . ( 2 ) همان : از . ( 3 ) نك : تمهيدات ؛ ص 184 . « دانشمندان ميراث‌بران پيامبرانند . » ( 4 ) پيشين ؛ ص 5 . « دانشمندان امّت من [ - رسول اللّه - ص - ] به سان پيامبران بنى اسرائيل هستند . » ( 5 ) در نسخهء ق : كه . ( 6 ) الحديد ( 57 ) آيهء 23 : « تا بر آنچه از دستتان مىرود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مىآيد شادمانى نكنيد . »