تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
قوله :
روز بارانست مىرَوْ تا به شب * نى « 1 » از اين باران از آن باران ربّ
يعنى مراد از باران ، فيض الهى است نه باران حسّى . و بر طبق اين ، حكايت آورده‌اند . امّا ربط اين بما قبل بدين نهج است كه ، انديشهء پيش و پس معلوم واگذار . روز باران است و ابر رحمت . زير آن كشته كار كن تا دنياى تو مزرعهء آخرت گردد .

قصّهء سؤال كردن عايشهء صديقه - رضى اللّه عنها - . . . الخ

قوله :
اين درختانند همچون خاكيان * دستها بركرده‌اند از خاكدان
مراد [ از ] خاكيان ، به خاك فرورفتگان . چون در بيت بالا « 2 » دفن ميّت در خاك و بر سر آوردن او در بهار حشر تشبيه يافته به دانه‌اى كه در زمين ريزند و آن دانه سبز شود ، مثال آن را در دار دنيا به سرسبزى درختان واضح مىنمايند كه ، در وقوع حشر احبار منكر را مجال تنگ نماند .
كدام دانه فرورفت در زمين كه نرُست * چرا به دانهء انسانت اين گمان باشد
قوله :
منكران گويند خود هست اين قديم * اين چرا بنديم بر ربّ كريم
منكران ، حكما و فلاسفه كه به وجود صانع و ابداع قائلند ؛ امّا به مسبوقيت وجود عالم به عدم قائل نيستند . يا دهريان و طبيعيان كه در اصل ، انكار صانع كنند . قوله :
كورى ايشان درون دوستان * حقّ برويانيد باغ و بوستان
يعنى ، حق‌ّتعالى بر دوستان راه كشف واكرده كه به موجب حكم :
« فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ »
« 3 » قدرت تجدّد صنع و تأثيرات صانع در هر آن ، در ظاهر و باطن مشاهده مىكنند . پس شبهات مشكّكات در نظر اين‌ها ، قرين بطلان و هذيان باشد . « شنيده كى بود مانند ديده » . « 4 »
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : نه . ( 2 ) مقصود شارح اين بيت است :خاك را در گور او آكنده كرد * زير خاك آن دانه‌اش را زنده كرد( 3 ) الرّوم ( 30 ) آيهء 50 : « پس به آثار رحمت خدا بنگر . » ( 4 ) نك : امثال و حكم ؛ ج 2 ، ص 1033 .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 156 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى