مراد از رحيق ، شراب معنوى كه نقدى روح بدان حاصل شود .
قوله :
[ لا بوَد چون او نشد از هست نيست ] * چونكه طوعاً لا نشد كرهاً بسيست
چون اطاعت امر طوعا نكند ، غيرت الهى بىخواست او ، او را نابود گرداند .
قوله :
جان كمالست و نداى او كمال * مصطفى گويان ارِحْنا يا بلال
يعنى ، نداى جان كامل و ندايى كه از جان او برخيزد ، عين كمال باشد . چنانچه جان بلال از پرتو جان محمدى [ ص ] قبول كمال كرد . از اين جهت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به او مىفرمود : « أرحنا يا بلال « 1 » . » يعنى نفس زن و رايحهء آن دمى كه در جان تو دميدهام ، منتشر گردان كه مشام جانها معطّر شود . چون بلال در بانگ نماز اللّه اكبر گفتى ، رسول خدا را حال متغيّر شدى . تا به حدّى كه كسى را نشناختى ؛ زيرا كه نداى سلسلهء محبّت جنباندن و محبّ را به حرم محبوب خواندن است . و بر بساط قرب رفتن از غايت ادب ، عاشق را متغيّر الحال گرداند .
قوله :
مصطفى بىخويش شد زان خوبصوت * شد نمازش در « 2 » شب تعريس فوت
ابو قتاده روايت مىكند كه : « در غزوهاى از غزوات با حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - تعريس كرديم ؛ يعنى در آخر ليل ، براى استراحت فرود آمديم . و چنان در خواب رفتيم كه ما را حرارت شمس بيدار ساخت . » بعضى گفتهاند كه : سرور كائنات چون فرود آمدند و خواستند به استراحت مشغول شوند ، بلال را فرمودند كه تو بيدار باش . چون صبح دميدن گيرد ، ما را بيدار كن . غيرت الهى خواب را بر همه مستولى كرد ، تا نماز صبح قضا شد . پس غلبهء خواب بر چشم نبى [ ص ] و اصحاب ، همين تواند بود كه با وجود حتّى لا نيام اعتماد بر بلال و التجا به غير محبوب كرد .
حضرت مولوى - قدّس اللّه سرّه - گويا اين وجه را خوش نداشته مىفرمايند كه ، جذبهء احديت و نفحهء هويت ، جان پاك آن حضرت را درربود . و آن استغراق كه به صورت خواب مىنمود ، و قضا شدن نماز صورى ، به سبب فرورفتگى در نماز معنوى ،
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 21 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 2 ) در نسخهء ق : از .