آسمان و زمين ، پس بيرون رويد ؛ ( يعنى بگريزيد از خدا يا از نزول مرگ ) بيرون نمىتوانيد شد ، مگر به قهر و تسلّط و غلبهء حقّ .
چون معلوم شد كه آدمى و پرى را به حكم اين آيه ، مجال بيرون رفتن نيست از اقطار ارض و سماوات و محبوس اين عالماند ، حضرت مولوى اين كريمه را دليل ساخته بر آنكه ، فهم نغمات انبيا به مدركات حسّى مقدور جنّ و انس نباشد ؛ زيرا كه آدمى و پرى زندانيان فرشند و دلهاى انبيا و اوليا عمّا دون العرش .
قوله :
نغمههاى اندرون اوليا * اولا گويد كه اى جزهاى « 1 » لا
مراد از جزوها ، نيستى اشخاص [ است ] كه كمال از آنها منتفى است .
قوله :
گوش را نزديك كن كان دور نيست * ليك نقل او « 2 » به تو دستور نيست
يعنى ، گوش هوش خود را از حسّ صورى وارهان .
قوله :
جانهاى مرده اندر « 3 » گورتن * برجهد ز آوازشان اندر كفن
چون تن خاكى را به مغاك گور تشبيه كرد ، مراد از كفن ، غشاوهء غفلت باشد كه بر سراپاى انسان پيچيده است .
قوله :
بانگ حقّ اندر حجاب و بىحجيب « 4 » * آن دهد كو داد مريم را ز جيب
يعنى ، به واسطهء و بىواسطه . مصرع اول ) اشارت [ است ] به كريمهء :
« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ . »
« 5 » و مصرع ثانى ) اشعار به كريمهء :
« وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ . »
« 6 »
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : اجزاى .
( 2 ) همان : آن .
( 3 ) همان : جان هر يك مردهاى در .
( 4 ) همان : حجاب .
( 5 ) الشّورى ( 42 ) آيهء 51 : « هيچ بشرى را نرسد كه خدا جز به وحى يا از آن سوى پرده ، با او سخن گويد . »
( 6 ) التّحريم ( 66 ) آيهء 12 : « و مريم دختر عمران را كه شرمگاه خويش را از زنا نگه داشت و ما از روح خود در آن دميديم . و او كلمات پروردگار خود و كتابهايش را تصديق كرد و او از فرمانبرداران بود . »