متابعت كاملان جهد كن و با وجود نقصان ، دعوى كمال رها كرده ، خودپسند مباش .
چنانچه مىفرمايند :
چون تو شيرين نيستى فرهاد باش * [ چون نهاى ليلى چو مجنون گرد باش « 1 » ]
تا آغاز داستان پير چنگى همين مدّعاست . و اين داستان نيز مشعر است بر فوائد عجز و نياز و شكستگى ؛ اگرچه حقايق ديگر هم در ضمن آن مندرج است .
داستان پير چنگى . . . الخ .
قوله :
يا رسايل « 2 » بود اسرافيل را * كز سماعش پر برُستى فيل را
ارسال صوت را رسيل خوانند ؛ ( كذا فى الصراح ) . پس رسيل ، همآواز باشد . و در بعضى نسخ با رسايل ديده شد . در اين صورت معنى چنين باشد كه ، آن پير چنگى يار اسرافيل بود و سؤالكننده ؛ يعنى از اسرافيل درخواست مىكرد كه تو هم دمى برسان تا جمله مردمان زندگى از سر گيرند .
و آنان كه رسايل ( به فتح « را » ) خوانند و جمع رسيل دانند ، غلط باشد ؛ زيرا كه رسايل جمع رساله است كه به معنى كتاب و نامه آمده است . و بر تقديرى كه جمع رسيل هم باشد ، صيغهء جمع در اين مقام معنى نمىبخشد .
قوله :
انبيا را از « 3 » درون هم نغمههاست * طالبان را ز آن حيات بىبهاست
انتقال [ است ] از تأثير صوت اسرافيل به تأثير دعوات رسل و انبيا .
قوله :
« مَعْشَرَ الْجِنِّ » سورهء رحمان بخوان * « نستطيعوا تنفذوا » را بازدان
قال اللّه تعالى :
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ . »
« 4 »
تفسير آيه آنكه ، اى گروه جنّيان و آدميان ، اگر توانيد آنكه بيرون رويد از كنارههاى
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ و مصرع دوم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .
( 2 ) در نسخهء ق : يا رسيلى .
( 3 ) همان : در .
( 4 ) الرّحمن ( 55 ) آيهء 33 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .