سرّ بود ؟ فرمودند : اوّل بيكار بود و شيطان قرين او بود . و چون برگشتم ، خطّى بر زمين مىكشيد ؛ شيطان را با او نديدم ، التفات كردم . »
قوله :
آنكه او شاهست او بىكار نيست * ناله از وى طُرفه كو بيمار نيست
بهرِ اين فرمود رحمان اى پسر * « كلّ يوم هو فى شأن » در خبر « 1 »
يعنى ، مالك الملك كه احتياج را در خانهء او دخل نيست ، به مقتضاى :
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
« 2 » هر روز در كار است و موصوف به صفت تخليق و تكوين - على سبيل اللّه التّجدّد - در هر وقتى از اوقات و حينى از احيان ، احداث امور مىكند .
از ابن عتبه منقول است كه : « دهر در حضرت الهى دو روز است : يك روز ، تمام مدّت دنيا و شأن خداوند در روز دنيا امر و نهى و اماتت و احيا و منع و عطاست ؛ روز دوم ، روز قيامت و شأن ربّ الأرباب ، در آن روز جزا و حساب . » به اعتقاد اين ذرّهء سرگردان حديث : « من استوى يوما فهو مغبون » « 3 » اشارت به همين دو روز مىكند ؛ يعنى آخرت بر دنيا غالب باشد .
آوردهاند : « يكى از ملوك وزير خود را از شئون الهى پرسيد . وزير مهلت خواست و به خانه غمگين آمد . غلام سياهى داشت . اثر ملال در جبين خواجه ديد و صورت حال از او پرسيد . اندر حال ، اخبار كرد . غلام گفت : به ملك بگو كه شأن الهى ايلاج ليل و نهار و ايلاج نهار در ليل است و اخراج حىّ از ميّت و اخراج ميّت از حىّ و شفا دادن سقيم و سقيم ساختن سليم و ابتلاى معاف و عافيت دادن مبتلا و فقير ساختن اغنيا و غنى گردانيدن فقرا .
وزير كلام او به ملك رسانيد . ملك خلعت وزارت بر غلام پوشانيد . غلام گفت : امروز يكى از شئون الهى اين است كه خلعت وزارت ، به همچون من غلام سياهى ارزانى داشت . »
قوله :
اندرين ره مىتراش و مىخراش * تا دم آخر دمى غافل « 4 » مباش
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : اى پسر .
( 2 ) الرّحمن ( 55 ) آيهء 29 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 3 ) نك : بحار الأنوار ؛ ج 78 ، ص 327 . « هركه دو روزش [ با يكديگر ] برابر باشد ، زيانديده است . »
( 4 ) در نسخهء ق : فارغ .