قوله :
هيبت حقّست اين از خلق نيست * هيبت اين مرد صاحب دلق نيست
اشارت به حديث نبوى است - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « من خاف اللّه ، خافه كلّ شىء و من خاف غير اللّه ، خافه اللّه من كلّ شىء « 1 » . »
بيدار شدن عمر - رضي اللّه عنه - . . . الخ
قوله :
« لا تخافوا » هست نزل خايفان * [ هست درخور از براى خايف آن ]
اشارت [ است ] به آيهء :
« إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ . »
« 2 »
قوله :
در « 3 » نوازشهاى حقّ ابدال را * [ تا بداند او مقام و حال را ]
ابدال ، هفت تن باشند از اوليا موصوف به تأثيرات غريبه كه استناد آن به طبايع نتوان كرد .
قوله :
[ حال چون جلوه است زان زيبا عروس ] * وين مقام آن خلوت آيد « 4 » با عروس
حال ، مواهب فايضه از حقّ بر سبيل استعجال ؛ و مقام ، استمرار آن مواهب [ بود ] .
قوله :
از منازلهاى جانش ياد داد * وز سفرهاى روانش ياد داد
منازل ، جاى مراتبى كه روح انسانى از آن عبور كرده ، به بدن تعلق گرفت . و سفرهاى روان ، طىّ آن مراتب در حال رجوع سالك به جمال [ بود ] .
قوله :
وز زمانى كز زمان خالى بُدست * وز مقام قدس كاجلالى بُدست
هامش
( 1 ) نك : كشف الأسرار و عدّة الأبرار ؛ ج 1 ، ص 168 [ با اندكى تفاوت ] . « هركس از خداى بترسد ، هر چيزى از وى بترسد . و هركس از غير خدا بترسد ، خداى وى را از هر چيز بترساند . »
( 2 ) فصّلت ( 41 ) آيهء 30 : « بر آنان كه گفتند : پروردگار ما اللّه است و پايدارى ورزيدند ، فرشتگان فرود مىآيند كه مترسيد و غمگين مباشيد ، شما را به بهشتى كه به شما وعده داده شده بشارت است . »
( 3 ) در نسخهء ق : وز .
( 4 ) همان : آمد .