« هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ »
« 1 » غافل نشود .
تفسير رجعنا من الجهاد الأصغر الى الجهاد الأكبر
قوله :
كشتن اين كار عقل و هوش نيست * شير باطن سخرهء خرگوش نيست
كشتن ، عبارت از تزكيهء نفس است كه به عقل ميسّر نشود ؛ لهذا فلاسفه و براهمه كه بر عقل تكيه كردند در ممالك آفات و مسالك شبهات ماندند . قتل اين دشمن ، بدون تأييد حقّ و تبعيت فرستادههاى او - سبحانه و تعالى - صورت نبندد . چنانچه آيهء :
« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
« 2 »
»
شاهد حال و مصداق اين مقال است .
قوله :
دوزخست اين نفس و دوزخ اژدهاست * [ كو به درياها نگردد كمّ و كاست ]
ارباب حقايق گويند كه : نفس بر صورت دوزخ است كه خلق شده بر وفق هر دركه از دركات ، در وى صفتى است . صفات ذميمه در وى موجود است چنانچه هفت رذيلهء نفس نيز هفت است : كبر و حرص و شهوت و حسد و غضب و بخل و حقد . هريكى از آن درى است باز شده به دركات هفتگانه . هركه از اين دركات سفلى عبور كند ، و اصل شود به درجات حيات علوى .
قوله :
سنگها و كافران سنگدل * اندر آيند اندرو زار و خجل
اشارت [ است به ] آيهء :
« وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ . »
« 3 »
قوله :
[ عالمى را لقمه كرد و دركشيد ] * معدهاش نعرهزنان « هَلْ مِنْ مَزِيدٍ »
اشارت است به آيهء :
« يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ . »
« 4 »
هامش
( 1 ) الأنعام ( 6 ) آيه 8 : « و اوست قاهرى بالاتر از همهء بندگان خويش . »
( 2 ) الجمعة ( 62 ) آيهء 2 : « اوست خدايى كه ميان مردمى بىكتاب پيامبرى از خودشان مبعوث داشت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را پاكيزه سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد . »
( 3 ) البقرة ( 2 ) آيهء 24 : « و هيزم آن مردم و سنگها هستند . »
( 4 ) « ق » ( 50 ) آيهء 30 : « روزى كه جهنّم را مىگوييم : آيا پر شدهاى ؟ مىگويد : آيا هيچ زيادتى هست ؟ »