تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
مؤمن است . و غرض مولوى تحذير است از ديدن عيب و مبالغه در آن تا به حدّى كه اگر نقطهء خالى را بر چهرهء كسى بدنما بينى ، در حقيقت عكس خال و صورت حال خود در آيينهء رخسار او ديده باشى ؛ تا به عيب پنهانى ديگر چه رسد ! قوله :
مؤمنان آيينهء يكديگرند « 1 » * [ اين خبر مى از پيمبر آورند ]
اشارت [ است ] به حديث : « المؤمن مرآة المؤمن . » « 2 » ظاهر معنى حديث آن است كه مؤمن عيب و هنر مؤمن را مثل آيينه نهان نكند . مولوى مىفرمايند كه ، اين حديث در شأن مؤمنان حقيقى است كه آيينهء دل را صاف كرده‌اند . آنها را سزاست كه نيك و بد را بىشايبهء غرض از جهت ارشاد ظاهر كنند تا اقدام بر امر معروف نموده باشند . تو را كه به زعم خود مؤمنى و چشم بر عيب خلق دوخته‌اى ، كى رسد كه اين حديث را حجت سازى ! از جهت آنكه شيشهء آيينهء تو رنگين است ؛ در هرچه بينى ، رنگ شيشهء خود بينى . قوله :
مؤمن از ينظر بنور اللّه نبود * [ عيب « 3 » مؤمن را برهنه چون نمود ]
يعنى ، مؤمن حقيقى ناظر بود به نور حقّ تعالى . از اين جهت هرچه در نفس الأمر عيب بود و آن را بىالتباس بر صاحب غرض نمودند ، مثل توست كه به جاى نور ، نار حسد را كافر يابد و از عيب تا هنر و از نيك تا بد فرق نكند . قوله :
اندك اندك نور را بر نار زن « 4 » * تا شود نار تو نور اى بوالْحزن
يعنى ، شخص مؤمن را كه ناظر به نور الهى باشد خدمت كن و در روش او باش كه تو را هم اين مرتبه دست دهد . قوله :
هم تو زن يا رب از آن « 5 » آب طهور * تا شود اين نار عالم جمله نور
اشارت به آن است كه اللّه تعالى ضدّ را به ضدّ دفع كند ؛ پس بنده را بايد كه از حول و قوّت خود تبرّا نموده ، به دو التجا نمايد .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : همديگرند . ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 41 : « مؤمن آينهء مؤمن است . » ( 3 ) در نسخهء ق : غيب . ( 4 ) همان : آب بر آتش بزن . ( 5 ) همان : تو بزن يا ربّنا .