قصهء آدم - على نبيّنا و عليه السّلام - و بستن قضا . . .
قوله :
[ اسم هر چيزى تو از دانا شنو ] * سرّ رمز « علّم الأسماء » شنو
اشارت است به آيهء :
« عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . »
« 1 »
قوله :
حاصل اين « 2 » آمد حقيقت نام ما * [ پيش حضرت كان بوَد انجام ما ]
يعنى ، حقيقت اسما از ابتدا تا انتها كه در تقلّب احوال هر چيزى بدان مسمّى كردهاى ، نزد حقّ است .
قوله :
چشم آدم چون به نور پاك ديد * [ جان و سرّ نامها گشتش پديد ]
يعنى ، دانش آدم - ع - نه به خود بود ؛ بلكه به مدد حقّ و تعليم او سرّ نامهاى اشيا دريافت .
قوله :
[ اين همه دانست و چون آمد قضا ] * دانش يك نهى شد بر وى خطا
اشارت [ است ] به آيهء :
« لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ . »
« 3 »
قوله :
پاسبان « 4 » را خار چون در پاى رفت * دزد فرصت يافت كالا برد تفت
مراد از پاسبان ، آدم - ع - است كه حافظ اسرار ربوبيت بود . و از خار ، تأويلى كه به خاطر آدم - ع - گذشت . [ و ] دزد ، شيطان [ بود ] .
قوله :
« ربّنا إنّا ظلمنا » گفت و آه * يعنى آمد ظلمت و گم گشت راه
اشارت است به آيهء :
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ . »
« 5 »
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 31 : « و نامها را به تمامى به آدم بياموخت . سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد . و گفت : اگر راست مىگوييد مرا به نامهاى اينها خبر دهيد . »
( 2 ) در نسخهء ق : آن .
( 3 ) البقرة ( 2 ) آيهء 35 : « و به اين درخت نزديك مشويد ، كه به زمرهء ستمكاران درآييد . »
( 4 ) در نسخهء ق : باغبان .
( 5 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 23 : « [ گفتند ] : اى پروردگار ما ، به خود ستم كرديم و اگر ما را نيامرزى و بر ما رحمت نياورى از زيان ديدگان خواهيم بود . »