اشارت [ است ] به آيهء :
« مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ »
« 1 » الخ . و به حديث نبوى كه فرمود :
« لا يؤمن أحدكم حتّى يكون هواه تبعا لما جئت به « 2 » . »
توليدن شير از دير آمدن خرگوش
قوله :
[ شير مىگفت از سرِ تيزى و خشم ] * كز رهِ گوشم عدو بربست چشم
يعنى ، از استماع كلمات فريبآميز ، راه مقصد نديدم .
قوله :
[ پوست باشد مغز بد را عيبپوش ] * مغز نيكو را ز غيرت غيبپوش
يعنى ، غيرت پوست نخواهد كه مغز نيكو را در نظرها جلوه دهد ؛ بلكه آن مغز در غيب و از نظرها غايب باشد .
قوله :
خوش بوَد پيغامهاى كردگار * [ كو ز سر تا پاى باشد پايدار ]
پيغامها ، كنايه از اوامر و نواهى كه مؤدّى به سعى است و كسب ، نه بهر تعطيل .
قوله :
زانكه بَوشِ پادشاهان از هواست * بارنامهء انبيا از كبرياست .
بوش ، به معنى كرّ و فرّ [ و ] خودنمايى باشد ؛ و مراد از بارنامه ، صحف و كتب انبيا .
قوله :
نام احمد نام جمله انبياست * [ چونكه صد آمد نود هم پيش ماست ]
زيرا كه دلالت مىكند بر ذاتى كه جامع كمالات جميع انبياست . همه گفتى ، چو مصطفى گفتى . و اين بيت دفع و حلّ مقدّر است كه اگر منكر بگويد بارنامهء انبياى سابق كجاست ، جواب اين باشد .
هم در بيان مكر خرگوش
قوله :
تا چه عالمهاست در سوداى عقل * تا چه با پهناست آن « 3 » درياى عقل
هامش
( 1 ) الفرقان ( 25 ) آيهء 43 ؛ الجاثية ( 45 ) آيهء 23 : « آيا آن كس را كه هواى نفس را به خدايى گرفته بود ، ديدى ؟ »
( 2 ) « يكى از شما ايمان نمىآورد تا اينكه پيرو هوايش شود به خاطر آنچه براى او آوردم . »
( 3 ) در نسخهء ق : اين .