تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
يعنى ، سعى كن به حدّى كه از غايت سعى عاجز شوى و مدد از غيب برسد . قوله :
[ گر ترا اشكال آيد در نظر ] * پس تو شك دارى در « انْشَقَّ الْقَمَرُ »
يعنى ، امير اختر بودن و اختران را كار فرمودن اگر تو را مشكل مىنمايد ، بايد كه معجزهء شقّ القمر را سراسر انكار كنى ؛ مثل منكران ديگر كه در آيهء :
« اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ »
« 1 » تأويل كنند . و تفصيل اين اجمال آن است [ كه ] : « در شبى ابو جهل به رفاقت يهوديى مىرفت . رسول خدا را در راه ديد . گفت : أرنى آية علم . رسول اللّه - سرور عالم - فرمود : چه مىخواهى ؟ يهود به ابو جهل گفت : شقّ القمر از او طلب كن كه آيات سحر در سفليات اثر كند ، اما در علويات تأثير ندارد . ابو جهل گفت : ماه را به دونيم كن . حضرت به انگشت سبابه اشارت كرد ، ماه دونيم شد . باز گفت : بگوى تا به هم پيوندد . به اشارت ديگر ، باز پيوست . جهود ايمان آورد و ابو جهل منسوب به سحر كرد . » و در معالم و تبيان مذكور است كه : شقّ قمر دو بار واقع شد و در مكه اين سوره فرود آمد كه نزديك است قيامت و شكافته شد ماه . و از علامات قرب قيامت ، انشقاق قمر است ؛ يعنى همين انشقاق كه واقع شد . و منكران گويند كه انشقاق در قيامت واقع خواهد شد . و ايراد لفظ ماضى در اين آيه ، از جهت تحقق وقوع است ؛ چنانچه در :
« إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ » .
« 2 » اما سياق آيه ردّ سخن منكران مىكند و بر بطلان اين تأويل دلالت مىنمايد ؛ زيرا كه مقارن حال مىفرمايد :
« وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا »
« 3 » الخ . يعنى همچو آيتى كه دو نيمه شدن ماه است ، اگر ببينند اعراض كنند و حمل به سحر مستمرّ نمايند . و حضرت مولوى در ابيات ما بعد اشارت به اين تأويل ركيك مىنمايند و اين تأويل و امثال و اين ديگر تأويلات ركيكه را تمثيل مىفرمايند به تأويل مگس ؛ فتنبّه و تبصره . قوله :
تا هوا تازه است ايمان تازه نيست * كاين هوا جز قفل آن دروازه نيست
هامش
( 1 ) القمر ( 54 ) آيات 1 - 2 : « قيامت نزديك شد و ماه دو پاره گرديد . و اگر معجزه‌اى ببينند ، روى بگردانند و گويند : جادويى بزرگ است . » ( 2 ) الانشقاق ( 84 ) آيهء 1 : « چون آسمان شكافته شود . » ( 3 ) به سطر بالاتر رجوع كنيد .