تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
( سنج : اساس اشتقاق فارسى ، ج 1 ، ص 604 ) ، مىماند . 331 / 2 لكم دينكم و لى دين / ت : « لكم دين و لى دين » . ضبط سراج به نصّ قرآنى اقرب است ؛ فتأمّل ! 331 / 9 عقار / در حاشيهء اصل آمده است : « عقار ، به ضم ، به معنى شرابست » . 331 / 21 خرقه / اصل : « خرقه » . 332 / 1 حامل / ت : « عامل » . 332 / 15 رنج / در اصل ، روى « رنج » رادّه‌اى گذاشته شده و در حاشيه نوشته شده : « مرگ » . 333 / 21 تنور / اصل : « تنون » . 334 / 17 گداست / اصل : « كراست » . 335 / 12 چو / گويا در اصل ، نخست « چه » بوده ، سپس با دستكارى آن را « چو » كرده‌اند . 335 / 23 بحر / ت : « بخش » . « بخش » واژه‌اى است تازى به معناى « سوراخ كوچك ، حفره ، سوراخى مانند آب راه » ( نگر : لغات ، 2 / 66 ) . 338 / 20 و گر / در اصل ، « ور » نوشته شده ، آنگاه يك واو مضموم هم بالاى آن كتاب گرديده است . 340 / 8 تركان / ت : « خاتون » . « تركان » لقبى است زنانه از قبيل بىبى و بيگم ؛ و ملكه يا نزديكان زنانهء شاه را مانند مادر شاه و . . . بدين لقب مىخوانده‌اند ( سنج : لغت‌نامهء دهخدا ، ذيل تركان ) . علّامهء قزوينى فصلى مشبع دربارهء اين واژه قلمى كرده است ؛ نگر : يادداشتهاى قزوينى ، 2 / 62 و 63 . 341 / 13 مريش / در حاشيهء اصل آمده است : « مرى : به كسر ميم مجهول كشيدن » . مىگويم : نخست ، آنكه « مرى » اماله‌شدهء مراء است و معناى آن جنگ و ستيزه و معارضه و جدل كردن مىباشد و باز هم در مثنوى به كار رفته ( نگر : لغات ، 8 / 310 ) ؛ دوم آنكه يكى از معانى كوشيدن ستيزيدن است و اين در شاهنامه هست ؛ فتأمّل . 342 / 19 گريزى / ت : « گريزم » . 344 / 17 سلّه / در حاشيهء اصل آمده است : « سلّه ، با سين مهمله و تشديد لام ، سبدى كه مار درو كنند » . 345 / 7 مسيحى / ت : « مليحى » ؛ و صواب همين است .
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 484 | جويا جهانبخش / الفيض الكاشاني